مطالب
Blazor 5x - قسمت 19 - کار با فرم‌ها - بخش 7 - نکات ویژه‌ی کار با EF-Core در برنامه‌های Blazor Server
تا قسمت قبل، روشی را که برای کار با EF-Core درنظر گرفتیم، روش متداول کار با آن، در برنامه‌های ASP.NET Core Web API بود؛ یعنی این روش با برنامه‌های مبتنی بر Blazor WASM که از دو قسمت مجزای Web API سمت سرور و Web Assembly سمت کلاینت تشکیل شده‌اند، به خوبی جواب می‌دهد؛ اما ... با Blazor Server یکپارچه که تمام قسمت‌های مدیریتی آن سمت سرور رخ می‌دهند، خیر! در این مطلب، دلایل این موضوع را به همراه ارائه راه‌حلی، بررسی خواهیم کرد.


طول عمر سرویس‌ها، در برنامه‌های Blazor Server متفاوت هستند

هنگامیکه با یک ASP.NET Core Web API متداول کار می‌کنیم، درخواست‌های HTTP رسیده، از میان‌افزارهای موجود رد شده و پردازش می‌شوند. اما هنگامیکه با Blazor Server کار می‌کنیم، به علت وجود یک اتصال دائم SignalR که عموما از نوع Web socket است، دیگر درخواست HTTP وجود ندارد. تمام رفت و برگشت‌های برنامه به سرور و پاسخ‌های دریافتی، از طریق Web socket منتقل می‌شوند و نه درخواست‌ها و پاسخ‌های متداول HTTP.
این روش پردازشی، اولین تاثیری را که بر روی رفتار یک برنامه می‌گذارد، تغییر طول عمر سرویس‌های آن است. برای مثال در برنامه‌های Web API، طول عمر درخواست‌ها، از نوع Scoped هستند و با شروع پردازش یک درخواست، سرویس‌های مورد نیاز وهله سازی شده و در پایان درخواست، رها می‌شوند.
این مساله در حین کار با EF-Core نیز بسیار مهم است؛ از این جهت که در برنامه‌های Web API نیز EF-Core و DbContext آن، به صورت سرویس‌هایی با طول عمر Scoped تعریف می‌شوند. برای مثال زمانیکه یک چنین تعریفی را در برنامه داریم:
services.AddDbContext<ApplicationDbContext>(options => options.UseSqlServer(connectionString));
امضای واقعی متد AddDbContext مورد استفاده‌ی فوق، به صورت زیر است:
public static IServiceCollection AddDbContext<TContext>(
    [NotNullAttribute] this IServiceCollection serviceCollection, 
    [CanBeNullAttribute] Action<DbContextOptionsBuilder> optionsAction = null, 
    ServiceLifetime contextLifetime = ServiceLifetime.Scoped, 
    ServiceLifetime optionsLifetime = ServiceLifetime.Scoped) where TContext : DbContext;
همانطور که مشاهده می‌کنید، طول عمرهای پیش‌فرض تعریف شده‌ی در اینجا، از نوع Scoped هستند. یعنی زمانیکه سرویس‌های ApplicationDbContext را از طریق سیستم تزریق وابستگی‌های برنامه دریافت می‌کنیم، در ابتدای یک درخواست Web API، به صورت خودکار وهله سازی شده و در پایان درخواست رها می‌شوند. به این ترتیب به ازای هر درخواست رسیده، وهله‌ی متفاوتی از DbContex را دریافت می‌کنیم که با وهله‌ی استفاده شده‌ی در درخواست قبلی، یکی نیست.
اما زمانیکه مانند یک برنامه‌ی مبتنی بر Blazor Server، دیگر HTTP Requests متداولی را نداریم، چطور؟ در این حالت زمانیکه یک اتصال SignalR برقرار شد، وهله‌ای از DbContext که در اختیار برنامه‌ی Blazor Server قرار می‌گیرد، تا زمانیکه کاربر این اتصال را به نحوی قطع نکرده (مانند بستن کامل مرورگر و یا ریفرش صفحه)، ثابت باقی خواهد ماند. یعنی به ازای هر اتصال SignalR، طول عمر ServiceLifetime.Scoped پیش‌فرض تعریف شده، همانند یک وهله‌ی با طول عمر Singleton عمل می‌کند. در این حالت تمام صفحات و کامپوننت‌های یک برنامه‌ی Blazor Server، از یک تک وهله‌ی مشخص DbContext که در ابتدای کار دریافت کرده‌اند، کار می‌کنند و از آنجائیکه DbContext به صورت thread-safe کار نمی‌کند، این تک وهله مشکلات زیادی را ایجاد خواهد کرد که یک نمونه از آن‌را در عمل، در پایان قسمت قبل مشاهده کردید:
«اگر برنامه را اجرا کرده و سعی در حذف یک ردیف کنیم، به خطای زیر می‌رسیم و یا حتی اگر کاربر شروع کند به کلیک کردن سریع در قسمت‌های مختلف برنامه، باز هم این خطا مشاهده می‌شود:
 An exception occurred while iterating over the results of a query for context type 'BlazorServer.DataAccess.ApplicationDbContext'.
System.InvalidOperationException: A second operation was started on this context before a previous operation completed.
This is usually caused by different threads concurrently using the same instance of DbContext.
For more information on how to avoid threading issues with DbContext, see https://go.microsoft.com/fwlink/?linkid=2097913.
عنوان می‌کند که متد OnConfirmDeleteRoomClicked، بر روی ترد دیگری نسبت به ترد اولیه‌ای که DbContext بر روی آن ایجاد شده، در حال اجرا است و چون DbContext برای یک چنین سناریوهایی، thread-safe نیست، اجازه‌ی استفاده‌ی از آن‌را نمی‌دهد.»
هر درخواست Web API نیز بر روی یک ترد جداگانه اجرا می‌شود؛ اما چون ابتدا و انتهای درخواست‌ها مشخص است، طول عمر Scoped، در ابتدای درخواست شروع شده و در پایان آن رها سازی می‌شود. به همین جهت استثنائی را که در اینجا مشاهده می‌کنید، در برنامه‌های Web API شاید هیچگاه مشاهده نشود.


معرفی DbContextFactory در EF Core 5x

همواره باید طول عمر DbContext را تا جای ممکن، کوتاه نگه داشت. مشکل فعلی ما، Singleton رفتار کردن DbContext‌ها (داشتن طول عمر طولانی) در برنامه‌های Blazor Server هستند. یک چنین رفتاری را شاید در برنامه‌های دسکتاپ هم پیشتر مشاهده کرده باشید. برای مثال در برنامه‌های دسکتاپ WPF، تا زمانیکه یک فرم باز است، Context ایجاد شده‌ی در آن هم برقرار است و Dispose نمی‌شود. در یک چنین حالت‌هایی، عموما Context را در زمان نیاز، ایجاد کرده و پس از پایان آن کار کوتاه، Context را رها می‌کنند. به همین جهت نیاز به DbContext Factory ای وجود دارد که بتواند یک چنین پیاده سازی‌هایی را میسر کند و خوشبختانه از زمان EF Core 5x، یک چنین امکانی خصوصا برای برنامه‌های Blazor Server تحت عنوان DbContextFactory ارائه شده‌است که به عنوان راه حل استاندارد دسترسی به DbContext در اینگونه برنامه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.
برای کار با DbContextFactory، اینبار در فایل BlazorServer.App\Startup.cs، بجای استفاده از services.AddDbContext، از متد AddDbContextFactory استفاده می‌شود:
public void ConfigureServices(IServiceCollection services)
{
    var connectionString = Configuration.GetConnectionString("DefaultConnection");
    //services.AddDbContext<ApplicationDbContext>(options => options.UseSqlServer(connectionString));
    services.AddDbContextFactory<ApplicationDbContext>(options => options.UseSqlServer(connectionString));
سپس باید دقت داشت که روش استفاده‌ی از آن، نسبت به کار مستقیم با ApplicationDbContext، کاملا متفاوت است. هدف از DbContextFactory، ساخت دستی Context در زمان نیاز و سپس Dispose صریح آن است. بنابراین طول عمر Context دریافت شده‌ی توسط آن باید توسط برنامه نویس مدیریت شود و به صورت خودکار توسط IoC Container برنامه مدیریت نخواهد شد. در این حالت دو روش استفاده‌ی از آن در کامپوننت‌های برنامه‌های Blazor Server، پیشنهاد می‌شود.


روش اول کار با DbContextFactory در کامپوننت‌های Blazor Server : وهله سازی از نو، به ازای هر متد

در این روش پس از ثبت AddDbContextFactory در فایل Startup برنامه مانند مثال فوق، ابتدا سرویس IDbContextFactory که به ApplicationDbContext اشاره می‌کند به ابتدای کامپوننت تزریق می‌شود:
@inject IDbContextFactory<ApplicationDbContext> DbFactory
سپس در هر جائی که نیاز به وهله‌ای از ApplicationDbContext است، آن‌را به صورت دستی وهله سازی کرده و همانجا هم Dispose می‌کنیم:
private async Task DeleteImageAsync()
{
    using var context = DbFactory.CreateDbContext();

    var image = await context.HotelRoomImages.FindAsync(1);

   // ...
}
در اینجا یکی متدهای یک کامپوننت فرضی را مشاهده می‌کند که از DbFactory تزریق شده استفاده کرد و سپس با استفاده از متد ()CreateDbContext، وهله‌ی جدیدی از ApplicationDbContext را ایجاد می‌کند. همچنین در همان سطر، وجود عبارت using نیز مشاهده می‌شود. یعنی در پایان کار این متد، context ایجاد شده حتما Dispose شده و طول عمر کوتاهی خواهد داشت.


روش دوم کار با DbContextFactory در کامپوننت‌های Blazor Server : یکبار وهله سازی Context به ازای هر کامپوننت

در این روش می‌توان طول عمر Context را معادل طول عمر کامپوننت تعریف کرد که مزیت استفاده‌ی از Change tracking موجود در EF-Core را به همراه خواهد داشت. در این حالت کامپوننت‌های Blazor Server، شبیه به فرم‌های برنامه‌های دسکتاپ عمل می‌کنند:
@implements IDisposable
@inject IDbContextFactory<ApplicationDbContext> DbFactory


@code
{
   private ApplicationDbContext Context;

   protected override async Task OnInitializedAsync()
   {
       Context = DbFactory.CreateDbContext();
       await base.OnInitializedAsync();
   }

   private async Task DeleteImageAsync()
   {
       var image = await Context.HotelRoomImages.FindAsync(1);
       // ...
   }

   public void Dispose()
   {
     Context.Dispose();
   }
}
- در اینجا همانند روش اول، کار با تزریق IDbContextFactory شروع می‌شود
-  اما بجای اینکه به ازای هر متد، کار فراخوانی DbFactory.CreateDbContext صورت گیرد، یکبار در آغاز کار کامپوننت و در روال رویدادگردان OnInitializedAsync، کار وهله سازی Context کامپوننت انجام شده و از این تک Context در تمام متدهای کامپوننت استفاده خواهد شد.
- در این حالت کار Dispose خودکار این Context به متد Dispose نهایی کل کامپوننت واگذار شده‌است. برای اینکه این متد فراخوانی شود، نیاز است در ابتدای تعاریف کامپوننت، از دایرکتیو implements IDisposable@ استفاده کرد.


سؤال: اگر سرویسی از ApplicationDbContext تزریق شده‌ی در سازنده‌ی خود استفاده می‌کند، چکار باید کرد؟

برای نمونه سرویس‌های از پیش تعریف شده‌ی ASP.NET Core Identity، در سازنده‌ی خود از ApplicationDbContext استفاده می‌کنند و نه از IDbContextFactory. در این حالت برای تامین ApplicationDbContext‌های تزریق شده، فقط کافی است از روش زیر استفاده کنیم:
services.AddScoped<ApplicationDbContext>(serviceProvider =>
     serviceProvider.GetRequiredService<IDbContextFactory<ApplicationDbContext>>().CreateDbContext());
در این حالت به ازای هر Scope تعریف شده‌ی در برنامه، جهت دسترسی به ApplicationDbContext از طریق سیستم تزریق وابستگی‌ها، کار فراخوانی DbFactory.CreateDbContext به صورت خودکار انجام خواهد شد.


سؤال: روش پیاده سازی سرویس‌های یک برنامه Blazor Server به چه صورتی باید تغییر کند؟

تا اینجا روش‌هایی که برای استفاده از IDbContextFactory معرفی شدند (که روش‌های رسمی و توصیه شده‌ی اینکار نیز هستند)، فرض را بر این گذاشته‌اند که ما قرار است تمام منطق تجاری کار با بانک اطلاعاتی را داخل همان متدهای کامپوننت‌ها انجام دهیم (این روش برنامه نویسی، بسیار مورد علاقه‌ی مایکروسافت است و در تمام مثال‌های رسمی آن به صورت ضمنی توصیه می‌شود!). اما اگر همانند مثالی که تاکنون در این سری بررسی کردیم، نخواهیم اینکار را انجام دهیم و علاقمند باشیم تا این منطق تجاری را به سرویس‌های مجزایی، با مسئولیت‌های مشخصی انتقال دهیم، روش استفاده‌ی از IDbContextFactory چگونه خواهد بود؟
در این حالت از ترکیب روش دوم مطرح شده‌ی استفاده از IDbContextFactory که به همراه مزیت دسترسی کامل به Change Tracking توکار EF-Core و پیاده سازی الگوی واحد کار است و وهله سازی خودکار ApplicationDbContext که معرفی شد، استفاده خواهیم کرد؛ به این صورت:
الف) تمام سرویس‌های EF-Core یک برنامه‌ی Blazor Server باید اینترفیس IDisposable را پیاده سازی کنند.
این مورد برای سرویس‌های پروژه‌های Web API، ضروری نیست؛ چون طول عمر Context آن‌ها توسط خود IoC Container مدیریت می‌شود؛ اما در برنامه‌های Blazor Server، مطابق توضیحاتی که ارائه شد، خودمان باید این طول عمر را مدیریت کنیم.
بنابراین به پروژه‌ی سرویس‌های برنامه مراجعه کرده و هر سرویسی که ApplicationDbContext تزریق شده‌ای را در سازنده‌ی خود می‌پذیرد، یافته و تعریف اینترفیس آن‌را به صورت زیر تغییر می‌دهیم:
public interface IHotelRoomService : IDisposable
{
   // ...
}

public interface IHotelRoomImageService : IDisposable
{
   // ...
}
سپس باید اینترفیس‌های IDisposable را پیاده سازی کرد که روش مورد پذیرش code analyzer‌ها در این زمینه، رعایت الگوی زیر، دقیقا به همین شکل است و باید از دو متد تشکیل شود:
    public class HotelRoomService : IHotelRoomService
    {
        private bool _isDisposed;

        // ...

        public void Dispose()
        {
            Dispose(disposing: true);
            GC.SuppressFinalize(this);
        }

        protected virtual void Dispose(bool disposing)
        {
            if (!_isDisposed)
            {
                try
                {
                    if (disposing)
                    {
                        _dbContext.Dispose();
                    }
                }
                finally
                {
                    _isDisposed = true;
                }
            }
        }
    }
این الگو را به همین شکل برای سرویس HotelRoomImageService نیز پیاده سازی می‌کنیم.


ب) Dispose دستی تمام سرویس‌ها، در کامپوننت‌های مرتبط
در ادامه تمام کامپوننت‌هایی را که از سرویس‌های فوق استفاده می‌کنند یافته و ابتدا دایرکتیو implements IDisposable@ را به ابتدای آن‌ها اضافه می‌کنیم. سپس متد Dispose آن‌ها را جهت فراخوانی متد Dispose سرویس‌های فوق، تکمیل خواهیم کرد:
بنابراین ابتدا به فایل BlazorServer\BlazorServer.App\Pages\HotelRoom\HotelRoomUpsert.razor مراجعه کرده و تغییرات زیر را اعمال می‌کنیم:
@page "/hotel-room/create"
@page "/hotel-room/edit/{Id:int}"

@implements IDisposable
// ...


@code
{
    // ...

    public void Dispose()
    {
        HotelRoomImageService.Dispose();
        HotelRoomService.Dispose();
    }
}
و همچنین به کامپوننت BlazorServer\BlazorServer.App\Pages\HotelRoom\HotelRoomList.razor مراجعه کرده و آن‌را به صورت زیر جهت Dispose دستی سرویس‌ها، تکمیل می‌کنیم:
@page "/hotel-room"

@implements IDisposable
// ...


@code
{
    // ...

    public void Dispose()
    {
        HotelRoomService.Dispose();
    }
}


مشکل! اینبار خطای dispose شدن context را دریافت می‌کنیم!

System.ObjectDisposedException: Cannot access a disposed context instance.
A common cause of this error is disposing a context instance that was resolved from dependency injection and then
later trying to use the same context instance elsewhere in your application. This may occur if you are calling 'Dispose'
on the context instance, or wrapping it in a using statement. If you are using dependency injection, you should let the
dependency injection container take care of disposing context instances.
Object name: 'ApplicationDbContext'.
هم برنامه‌های Blazor WASM و هم برنامه‌های Blazor Server از مفهوم طول عمرهای تنظیم شده‌ی سرویس‌ها پشتیبانی نمی‌کنند! در هر دوی این‌ها اگر سرویسی را با طول عمر Scoped تنظیم کردیم، رفتار آن همانند سرویس‌های Singleton خواهد بود. تنها زمانی رفتارهای Scoped و یا Transient پشتیبانی می‌شوند که درخواست HTTP ای رخ داده باشد که این مورد خارج است از طول عمر یک برنامه‌ی Blazor WASM و همچنین اتصال SignalR برنامه‌های Blazor Server. فقط قسمت‌هایی از برنامه‌ی Blazor Server که با مدل قبلی Razor pages طراحی شده‌اند، چون سبب شروع یک درخواست HTTP معمولی می‌شوند، همانند برنامه‌های متداول ASP.NET Core رفتار می‌کنند و در این حالت طول عمرهای غیر Singleton مفهوم پیدا می‌کنند.

مشکلی که در اینجا رخ داده این است که سرویس‌هایی را داریم با طول عمر به ظاهر Scoped که یکی از وابستگی‌های آن‌ها را به صورت دستی Dispose کرده‌ایم. چون طول عمر Scoped در اینجا وجود ندارد و طول عمرها در اصل Singleton هستند، هربار که سرویس مدنظر مجددا درخواست شود، همان وهله‌ی ابتدایی که اکنون یکی از وابستگی‌های آن Dispose شده، در اختیار برنامه قرار می‌گیرد.
پس از این تغییرات، اولین باری که برنامه را اجرا می‌کنیم، لیست اتاق‌ها به خوبی نمایش داده می‌شوند و مشکلی نیست. بعد در همین حال و در همین صفحه، اگر بر روی دکمه‌ی افزودن یک اتاق جدید کلیک کنیم، اتفاقی که رخ می‌دهد، فراخوانی متد Dispose کامپوننت لیست اتاق‌ها است (بر روی آن یک break-point قرار دهید). بنابراین متد Dispose یک کامپوننت، با هدایت به یک مسیر دیگر، به صورت خودکار فراخوانی می‌شود. در این حالت Context برنامه Dispose شده و در کامپوننت ثبت یک اتاق جدید دیگر، در دسترس نخواهد بود؛ چون IHotelRoomService مورد استفاده مجددا وهله سازی نمی‌شود و از همان وهله‌ای که بار اول ایجاد شده، استفاده خواهد شد.
 
بنابراین سؤال اینجا است که چگونه می‌توان سیستم تزریق وابستگی‌ها را وادار کرد تا تمام سرویس‌های تزریق شده‌ی به سازنده‌ها‌ی سرویس‌های HotelRoomService و  HotelRoomImageService را مجددا وهله سازی کند و سعی نکند از همان وهله‌های قبلی استفاده کند؟

پاسخ: یک روش این است که IHotelRoomImageService را خودمان به ازای هر کامپوننت به صورت دستی در روال رویدادگردان OnInitializedAsync وهله سازی کرده و DbFactory.CreateDbContext جدیدی را مستقیما به سازنده‌ی آن ارسال کنیم. در این حالت مطمئن خواهیم شد که این وهله، جای دیگری به اشتراک گذاشته نمی‌شود:
@code
{
   private IHotelRoomImageService HotelRoomImageService;

   protected override async Task OnInitializedAsync()
   {
       HotelRoomImageService =  new HotelRoomImageService(DbFactory.CreateDbContext(), mapper);
       await base.OnInitializedAsync();
   }

   private async Task DeleteImageAsync()
   {
       await HotelRoomImageService.DeleteAsync(1);
       // ...
   }

   public void Dispose()
   {
     HotelRoomImageService.Dispose();
   }
}
هرچند این روش کار می‌کند، اما در زمان استفاده از IoC Container‌ها قرار نیست کار انجام new‌ها را خودمان به صورت دستی انجام دهیم و بهتر است مدیریت این مساله به آن‌ها واگذار شود.


وادار کردن Blazor Server به وهله سازی مجدد سرویس‌های کامپوننت‌ها

بنابراین مشکل ما Singleton رفتار کردن سرویس‌ها، در برنامه‌های Blazor است. برای مثال در برنامه‌های Blazor Server، تا زمانیکه اتصال SignalR برنامه برقرار است (مرورگر بسته نشده، برگه‌ی جاری بسته نشده و یا کاربر صفحه را ریفرش نکرده)، هیچ سرویسی دوباره وهله سازی نمی‌شود.
برای رفع این مشکل، امکان Scoped رفتار کردن سرویس‌های یک کامپوننت نیز در نظر گرفته شده‌اند. برای نمونه کدهای کامپوننت HotelRoomList.razor را به صورت زیر تغییر می‌دهیم:
@page "/hotel-room"

@*@implements IDisposable*@
@*@inject IHotelRoomService HotelRoomService*@
@inherits OwningComponentBase<IHotelRoomService>
با استفاده از دایرکتیو جدید inherits OwningComponentBase@ می‌توان میدان دید یک سرویس را به طول عمر کامپوننت جاری محدود کرد. هربار که این کامپوننت نمایش داده می‌شود، وهله سازی شده و هربار که به کامپوننت دیگری هدایت می‌شویم، به صورت خودکار سرویس مورد استفاده را Dispose می‌کند. بنابراین در اینجا دیگر نیازی به ذکر دایرکتیو implements IDisposable@ نیست.

چند نکته:
- فقط یکبار به ازای هر کامپوننت می‌توان از دایرکتیو inherits استفاده کرد.
- زمانیکه طول عمر سرویسی را توسط OwningComponentBase مدیریت می‌کنیم، در حقیقت یک کلاس پایه را برای آن کامپوننت درنظر گرفته‌ایم که به همراه یک خاصیت عمومی ویژه، به نام Service و از نوع سرویس مدنظر ما است. در این حالت یا می‌توان از خاصیت Service به صورت مستقیم استفاده کرد و یا می‌توان به صورت زیر، همان کدهای قبلی را داشت و هربار که نیازی به HotelRoomService بود، آن‌را به خاصیت عمومی Service هدایت کرد:
@code
{
   private IHotelRoomService HotelRoomService => Service;
- اگر نیاز به بیش از یک سرویس وجود داشت، چون نمی‌توان بیش از یک inherits را تعریف کرد، می‌توان از نمونه‌ی غیرجنریک OwningComponentBase استفاده کرد:
@page "/preferences"
@using Microsoft.Extensions.DependencyInjection
@inherits OwningComponentBase


@code {
    private IHotelRoomService HotelRoomService { get; set; }
    private IHotelRoomImageService HotelRoomImageService { get; set; }

    protected override void OnInitialized()
    {
        HotelRoomService = ScopedServices.GetRequiredService<IHotelRoomService>();
        HotelRoomImageService = ScopedServices.GetRequiredService<IHotelRoomImageService>();
    }
}
در این حالت کلاس پایه‌ی OwningComponentBase، به همراه خاصیت جدید ScopedServices است که با فراخوانی متد GetRequiredService در روال رویدادگردان OnInitialized بر روی آن، سبب وهله سازی Scoped سرویس مدنظر خواهد شد. نمونه‌ی جنریک آن، تمام این موارد را در پشت صحنه انجام می‌دهد و کار کردن با آن ساده‌تر و خلاصه‌تر است.


خلاصه‌ی بحث جاری در مورد روش مدیریت DbContext برنامه‌های Blazor Server:

- بجای services.AddDbContext متداول، باید از AddDbContextFactory استفاده کرد:
services.AddDbContextFactory<ApplicationDbContext>(options => options.UseSqlServer(connectionString));
services.AddScoped<ApplicationDbContext>(serviceProvider =>
        serviceProvider.GetRequiredService<IDbContextFactory<ApplicationDbContext>>().CreateDbContext());
- تمام سرویس‌هایی که از ApplicationDbContext استفاده می‌کنند، باید به همراه پیاده سازی Dispose آن نیز باشند؛ چون Scope یک سرویس، معادل طول عمر اتصال SignalR برنامه است و مدام وهله سازی نمی‌شود. در این حالت باید وهله سازی و Dispose آن‌را دستی مدیریت کرد.
- کامپوننت‌های برنامه، سرویس‌هایی را که باید Scoped عمل کنند، دیگر نباید از طریق تزریق مستقیم آن‌ها دریافت کنند؛ چون در این حالت همواره به همان وهله‌ای که در ابتدای کار ایجاد شده، می‌رسیم:
@inject IHotelRoomService HotelRoomService
این دریافت باید با استفاده از کلاس پایه OwningComponentBase صورت گیرد:
@inherits OwningComponentBase<IHotelRoomService>
تا عملیات فراخوانی خودکار ScopedServices.GetRequiredService (دریافت وهله‌ی جدید Scoped) و همچنین Dispose خودکار آن‌ها را به ازای هر کامپوننت مجزا، مدیریت کند.


کدهای کامل این مطلب را از اینجا می‌توانید دریافت کنید: Blazor-5x-Part-19.zip
مطالب
MEF و الگوی Singleton

در مورد معرفی مقدماتی MEF می‌توانید به این مطلب مراجعه کنید و در مورد الگوی Singleton به اینجا.


کاربردهای الگوی Singleton عموما به شرح زیر هستند:
1) فراهم آوردن دسترسی ساده و عمومی به DAL (لایه دسترسی به داده‌ها)
2) دسترسی عمومی به امکانات ثبت وقایع سیستم در برنامه logging -
3) دسترسی عمومی به تنظیمات برنامه
و موارد مشابهی از این دست به صورتیکه تنها یک روش دسترسی به این اطلاعات وجود داشته باشد و تنها یک وهله از این شیء در حافظه قرار گیرد.

با استفاده از امکانات MEF دیگر نیازی به نوشتن کدهای ویژه تولید کلاس‌های Singleton نمی‌باشد زیرا این چارچوب کاری دو نوع روش وهله سازی از اشیاء (PartCreationPolicy) را پشتیبانی می‌کند: Shared و NonShared . حالت Shared دقیقا همان نام دیگر الگوی Singleton است. البته لازم به ذکر است که حالت Shared ، حالت پیش فرض تولید وهله‌ها بوده و نیازی به ذکر صریح آن همانند ویژگی زیر نیست:
[PartCreationPolicy(CreationPolicy.Shared)]

مثال:
فرض کنید قرار است از کلاس زیر تنها یک وهله بین صفحات یک برنامه‌ی Silverlight توزیع شود. با استفاده از ویژگی‌ Export به MEF اعلام کرده‌ایم که قرار است سرویسی را ارائه دهیم :

using System;
using System.ComponentModel.Composition;

namespace SlMefTest
{
[Export]
public class WebServiceData
{
public int Result { set; get; }

public WebServiceData()
{
var rnd = new Random();
Result = rnd.Next();
}
}

}
اکنون برای اثبات اینکه تنها یک وهله از این کلاس در اختیار صفحات مختلف قرار خواهد گرفت، یک User control جدید را به همراه یک دکمه که مقدار Result را نمایش می‌دهد به برنامه اضافه خواهیم کرد. دکمه‌ی دیگری را نیز به همین منظور به صفحه‌ی اصلی برنامه اضافه می‌کنیم.
کدهای صفحه اصلی برنامه (که از یک دکمه و یک Stack panel جهت نمایش محتوای یوزر کنترل تشکیل شده) به شرح بعد هستند:
<UserControl x:Class="SlMefTest.MainPage"
xmlns="http://schemas.microsoft.com/winfx/2006/xaml/presentation"
xmlns:x="http://schemas.microsoft.com/winfx/2006/xaml"
xmlns:d="http://schemas.microsoft.com/expression/blend/2008"
xmlns:mc="http://schemas.openxmlformats.org/markup-compatibility/2006"
mc:Ignorable="d" d:DesignHeight="300" d:DesignWidth="400">
<StackPanel>
<Button Content="MainPageButton" Height="23"
HorizontalAlignment="Left"
Margin="10,10,0,0" Name="button1"
VerticalAlignment="Top" Width="98" Click="button1_Click" />
<StackPanel Name="panel1" Margin="5"/>
</StackPanel>
</UserControl>

using System.ComponentModel.Composition;
using System.Windows;

namespace SlMefTest
{
public partial class MainPage
{
[Import]
public WebServiceData Data { set; get; }

public MainPage()
{
InitializeComponent();
this.Loaded += mainPageLoaded;
}

void mainPageLoaded(object sender, RoutedEventArgs e)
{
CompositionInitializer.SatisfyImports(this);
panel1.Children.Add(new SilverlightControl1());
}

private void button1_Click(object sender, RoutedEventArgs e)
{
MessageBox.Show(Data.Result.ToString());
}
}
}
با استفاده از ویژگی Import به MEF اعلام می‌کنیم که به اطلاعاتی از نوع شیء WebServiceData نیاز داریم و توسط متد CompositionInitializer.SatisfyImports کار وهله سازی و پیوند زدن export و import های همانند صورت می‌گیرد. سپس استفاده‌ی مستقیم از Data.Result مجاز بوده و مقدار آن null نخواهد بود.

کدهای User control ساده اضافه شده به شرح زیر هستند:

<UserControl x:Class="SlMefTest.SilverlightControl1"
xmlns="http://schemas.microsoft.com/winfx/2006/xaml/presentation"
xmlns:x="http://schemas.microsoft.com/winfx/2006/xaml"
xmlns:d="http://schemas.microsoft.com/expression/blend/2008"
xmlns:mc="http://schemas.openxmlformats.org/markup-compatibility/2006"
mc:Ignorable="d"
d:DesignHeight="300" d:DesignWidth="400">

<Grid x:Name="LayoutRoot" Background="White">
<Button Content="UserControlButton"
Height="23"
HorizontalAlignment="Left"
Margin="10,10,0,0"
Name="button1"
VerticalAlignment="Top"
Width="125"
Click="button1_Click" />
</Grid>
</UserControl>

using System.ComponentModel.Composition;
using System.Windows;

namespace SlMefTest
{
public partial class SilverlightControl1
{
[Import]
public WebServiceData Data { set; get; }

public SilverlightControl1()
{
InitializeComponent();
this.Loaded += silverlightControl1Loaded;
}

void silverlightControl1Loaded(object sender, RoutedEventArgs e)
{
CompositionInitializer.SatisfyImports(this);
}

private void button1_Click(object sender, RoutedEventArgs e)
{
MessageBox.Show(Data.Result.ToString());
}
}
}
اکنون قبل از شروع برنامه یک break point را در سازنده‌ی کلاس WebServiceData قرار دهید. سپس برنامه را آغاز نمائید. تنها یکبار این سازنده فراخوانی خواهد شد (هر چند در دو کلاس کار Import اطلاعات WebServiceData صورت گرفته است). همچنین با کلیک بر روی دو دکمه‌ای که اکنون در صفحه‌ی اصلی برنامه ظاهر می‌شوند، فقط یک عدد مشابه نمایش داده می‌شود (با توجه به اینکه اطلاعات هر دکمه در یک وهله‌ی جداگانه قرار دارد؛ یکی متعلق است به صفحه‌ی اصلی و دیگری متعلق است به user control اضافه شده).

مطالب
شروع به کار با AngularJS 2.0 و TypeScript - قسمت نهم - مسیریابی
یک برنامه، از صفحات و Viewهای مختلفی تشکیل می‌شود و Routing یا مسیریابی، امکان ناوبری بین این Viewها را میسر می‌کند. یک برنامه‌ی AngularJS 2.0، یک برنامه‌ی تک صفحه‌ای وب است. به این معنا که تمام Viewهای برنامه، در یک صفحه نمایش داده می‌شوند؛ که معمولا همان index.html سایت است. هدف از سیستم مسیریابی، مدیریت نحوه‌ی نمایش و قرارگیری این Viewها، درون تک صفحه‌ی برنامه است.


برپایی تنظیمات اولیه‌ی سیستم مسیریابی در AngularJS 2.0

برای کار با سیستم مسیریابی AngularJS 2.0، ابتدا باید اسکریپت‌های آن به صفحه اضافه شوند. در ادامه المان پایه‌ای تعریف شده و سپس باید سرویس پروایدر مسیریابی را رجیستر کرد. جزئیات این موارد را در ادامه بررسی می‌کنیم:

الف) سرویس مسیریابی، جزئی از angular2/core نیست. به همین جهت مدخل اسکریپت متناظر با آن باید به صفحه‌ی اصلی سایت اضافه شود که این مورد، در قسمت اول بررسی پیشنیازهای نصب AngularJS 2.0 صورت گرفته‌است:
 <!-- Required for routing -->
<script src="~/node_modules/angular2/bundles/router.dev.js"></script>
این تعریف در فایل Views\Shared\_Layout.cshtml (و یا index.html) پروژه‌ی جاری موجود است.

ب) افزودن المان base به ابتدای صفحه:
 <!DOCTYPE html>
<html>
<head>
    <base href="/">
بلافاصله پس از تگ head، المان base اضافه می‌شود. این المان به سیستم مسیریابی اعلام می‌کند که چگونه آدرس‌های خود را تشکیل دهد. به صورت پیش فرض، AngularJS 2.0 از آدرس‌هایی با فرمت HTML5 استفاده می‌کند. در این حالت دیگر نیازی به ذکر # برای مشخص سازی مسیریابی‌های محلی نیست.
از آنجائیکه فایل index.html در ریشه‌ی سایت قرار گرفته‌است، مقدار آغازین href آن به / تنظیم شده‌است.

ج) شبیه به حالت ثبت پروایدر HTTP در قسمت قبل، برای ثبت پروایدر مسیریابی نیز به فایل App\app.component.ts مراجعه می‌کنیم:
//same as before ...
import { ROUTER_PROVIDERS } from 'angular2/router';
 
//same as before ... 

@Component({
//same as before …
    providers: [
        ProductService,
        HTTP_PROVIDERS,
        ROUTER_PROVIDERS
    ]
})
//same as before ...
در اینجا سرویس ROUTER_PROVIDERS به خاصیت providers اضافه شده‌است و همچنین import متناظر با آن نیز به ابتدای صفحه اضافه گردیده‌است.
علت ختم شدن نام این سرویس‌ها به PROVIDERS این است که این تعاریف، امکان استفاده‌ی از چندین سرویس زیر مجموعه‌ی آن‌ها را فراهم می‌کنند و صرفا یک سرویس نیستند.


ساخت کامپوننت نمایش جزئیات محصولات

در ادامه می‌خواهیم جزئیات هر محصول را با کلیک بر روی نام آن در لیست محصولات، در آدرسی دیگر به صورتی مجزا مشاهده کنیم. به همین منظور به پوشه‌ی products برنامه مراجعه کرده و دو فایل جدید product-detail.component.ts و product-detail.component.html را ایجاد کنید؛ با این محتوا:
الف) محتوای فایل product-detail.component.html
<div class='panel panel-primary'>
    <div class='panel-heading'>
        {{pageTitle}}
    </div>
</div>
ب) محتوای فایل product-detail.component.ts
import { Component } from 'angular2/core';

@Component({
    templateUrl: 'app/products/product-detail.component.html'
})
export class ProductDetailComponent  {
    pageTitle: string = 'Product Detail'; 
}
در اینجا یک کامپوننت جدید را ایجاد کرده‌ایم که در قالب آن، مقدار خاصیت pageTitle با روش interpolation در آن درج شده‌است. کلاس ProductDetailComponent، قالب خود را از طریق مقدار دهی آدرس آن در خاصیت templateUrl متادیتای خود، پیدا می‌کند.
اگر دقت کنید، این کامپوننت ویژه دارای خاصیت selector نیست. ذکر selector تنها زمانی اجباری است که بخواهیم این کامپوننت را داخل کامپوننتی دیگر قرار دهیم. در اینجا قصد داریم این کامپوننت را به صورت یک View جدید، توسط سیستم مسیریابی نمایش دهیم و نه به صورت جزئی از یک کامپوننت دیگر.


افزودن تنظیمات مسیریابی به برنامه

مسیریابی در AngularJS 2.0، مبتنی بر کامپوننت‌ها است. به همین جهت، ابتدای کار مسیریابی، مشخص سازی تعدادی از کامپوننت‌ها هستند که قرار است به عنوان مقصد سیستم راهبری (navigation) مورد استفاده قرار گیرند و به ازای هر کدام، یک مسیریابی و Route جدید را تعریف می‌کنیم. تعریف هر Route جدید شامل انتساب نامی به آن، تعیین مسیر مدنظر و مشخص سازی کامپوننت مرتبط است:
 { path: '/products', name: 'Products', component: ProductListComponent },
برای مثال جهت تعریف Route کامپوننت لیست محصولات، نام آن‌را Products، مسیر آن‌را products/ و در آخر کامپوننت آن‌را به نام کلاس متناظر با آن، تنظیم می‌کنیم.
این تنظیمات به عنوان یک متادیتای جدید دیگر به کلاس AppComponent، در فایل app.component.ts اضافه می‌شوند:
//same as before …
import { ROUTER_PROVIDERS, RouteConfig } from 'angular2/router';
 
//same as before …
 
@Component({
    //same as before …
})
@RouteConfig([
    { path: '/welcome', name: 'Welcome', component: WelcomeComponent, useAsDefault: true },
    { path: '/products', name: 'Products', component: ProductListComponent }
])
export class AppComponent {
    pageTitle: string = "DNT AngularJS 2.0 APP";
}
در اینجا decorator جدیدی به نام RouteConfig به کلاس AppComponent اضافه شده‌است و همچنین importهای متناظری نیز در ابتدای این فایل تعریف شده‌اند.
همانطور که ملاحظه می‌کنید، یک کلاس می‌تواند بیش از یک decorator داشته باشد.
()RouteConfig@ را به کامپوننتی الصاق می‌کنیم که قصد میزبانی مسیریابی را دارد (Host component). این مزین کننده، آرایه‌ای از اشیاء را قبول می‌کند و هر شیء آن دارای خواصی مانند مسیر، نام و کامپوننت است. باید دقت داشت که نام هر مسیریابی تعریف شده باید pascal case باشد. در غیراینصورت مسیریاب ممکن است این نام را با path اشتباه کند.  
همچنین امکان تعریف خاصیت دیگری به نام useAsDefault نیز در اینجا میسر است. از آن جهت تعریف مسیریابی پیش فرض سیستم، در اولین بار نمایش آن، استفاده می‌شود.

در اینجا نام کامپوننت، رشته‌ای ذکر نمی‌شود و دقیقا اشاره دارد به نام کلاس متناظر. بنابراین هر نام کلاسی که در اینجا اضافه می‌شود، باید به همراه import ماژول آن نیز در ابتدای فایل جاری باشد. به همین جهت اگر تنظیمات فوق را اضافه کنید، ذیل کلمه‌ی WelcomeComponent یک خط قرمز مبتنی بر عدم تعریف آن کشیده می‌شود. برای تعریف آن، پوشه‌ی جدیدی را به ریشه‌ی سایت به نام home اضافه کنید و به آن دو فایل ذیل را اضافه نمائید:
الف) محتوای فایل welcome.component.ts
import { Component } from 'angular2/core';
 
@Component({
    templateUrl: 'app/home/welcome.component.html'
})
export class WelcomeComponent {
    public pageTitle: string = "Welcome";
}
ب) محتوای فایل welcome.component.html
<div class="panel panel-primary">
    <div class="panel-heading">
        {{pageTitle}}
    </div>
    <div class="panel-body">
        <h3 class="text-center">Default page</h3>
    </div>
</div>
کار این کامپوننت، نمایش صفحه‌ی آغازین برنامه است؛ بر اساس تنظیم useAsDefault: true مسیریابی‌های تعریف شده‌.
پس از تعریف این کامپوننت، اکنون باید import ماژول آن‌را به ابتدای فایل app.component.ts اضافه کنیم، تا مشکل عدم شناسایی نام کلاس WelcomeComponent برطرف شود:
 import { WelcomeComponent } from './home/welcome.component';


فعال سازی مسیریابی‌های تعریف شده

روش‌های مختلفی برای دسترسی به اجزای یک برنامه وجود دارند؛ برای مثال کلیک بر روی یک لینک، دکمه و یا تصویر و سپس فعال سازی مسیریابی متناظر با آن. همچنین کاربر می‌تواند آدرس صفحه‌ای را مستقیما در نوار آدرس‌های مرورگر وارد کند. به علاوه امکان کلیک بر روی دکمه‌های back و forward مرورگر نیز همواره وجود دارند. تنظیمات مسیریابی‌های انجام شده، دو مورد آخر را به صورت خودکار مدیریت می‌کنند. در اینجا تنها باید مدیریت اولین حالت ذکر شده را با اتصال مسیریابی‌ها به اعمال کاربران، انجام داد.
به همین جهت منویی را به بالای صفحه‌ی برنامه اضافه می‌کنیم. برای این منظور، فایل app.component.ts را گشوده و خاصیت template کامپوننت AppComponent را به نحو ذیل تغییر می‌دهیم:
@Component({
    //same as before …
    template: `
     <div>
        <nav class='navbar navbar-default'>
            <div class='container-fluid'>
                <a class='navbar-brand'>{{pageTitle}}</a>
                <ul class='nav navbar-nav'>
                    <li><a [routerLink]="['Welcome']">Home</a></li>
                    <li><a [routerLink]="['Products']">Product List</a></li>
                </ul>
            </div>
        </nav>
        <div class='container'>
            <router-outlet></router-outlet>
        </div>
     </div>
    `,
    //same as before …
})
در اینجا یک navigation bar بوت استرپ 3، جهت تعریف منوی بالای صفحه اضافه شده‌است.
سپس جهت تعریف لینک‌های هر آیتم، از یک دایرکتیو توکار AngularJS 2.0 به نام routerLink استفاده می‌کنیم. هر routerLink به یکی از آیتم‌های تنظیم شده‌ی در RouteConfig بایند می‌شود. بنابراین نام‌هایی که در اینجا قید شده‌اند، دقیقا نام‌هایی هستند که در خاصیت name هر کدام از اشیاء تشکیل دهنده‌ی RouteConfig، تعریف و مقدار دهی گردید‌ه‌اند.
اکنون اگر کاربر بر روی یکی از لینک‌های Home و یا Product List کلیک کند، مسیریابی متناظر با آن فعال می‌شود (بر اساس این نام، در لیست عناصر RouteConfig جستجویی صورت گرفته و عنصر معادلی بازگشت داده می‌شود) و سپس View آن کامپوننت نمایش داده خواهد شد.
تا اینجا دایرکتیو جدید routerLink به قالب کامپوننت اضافه شد‌ه‌است؛ اما AngularJS 2.0 نمی‌داند که باید آن‌را از کجا دریافت کند. به همین جهت ابتدا import آن‌را (ROUTER_DIRECTIVES) به ابتدای ماژول جاری اضافه خواهیم کرد:
 import { ROUTER_PROVIDERS, RouteConfig, ROUTER_DIRECTIVES } from 'angular2/router';
و سپس خاصیت دایرکتیوهای کامپوننت ریشه‌ی سایت را نیز با آن مقدار دهی خواهیم کرد:
 directives: [ROUTER_DIRECTIVES],
علت جمع بود نام این دایرکتیو این است که routerLink استفاده شده، یکی از اعضای مجموعه‌ی دایرکتیوهای مسیریابی توکار AngularJS 2.0 است.

تا اینجا اگر دقت کرده باشید، کامپوننت نمایش لیست محصولات را از کامپوننت ریشه‌ی سایت حذف کرده‌ایم و بجای آن منوی بالای سایت را نمایش می‌دهیم که توسط آن می‌توان به صفحه‌ی آغازین و یا صفحه‌ی نمایش لیست محصولات، رسید. به همین جهت خاصیت directives دیگر شامل ذکر کلاس کامپوننت لیست محصولات نیست.

در انتهای قالب کامپوننت ریشه‌ی سایت، یک دایرکتیو جدید به نام router-outlet نیز تعریف شده‌است. وقتی یک کامپوننت فعال می‌شود، نیاز است View مرتبط با آن نیز نمایش داده شود. دایرکتیو router-outlet محل نمایش این View را مشخص می‌کند.

اکنون اگر برنامه را اجرا کنیم، به این شکل خواهیم رسید:


اگر دقت کنید، آدرس بالای صفحه، در اولین بار نمایش آن به http://localhost:2222/welcome تنظیم شده و این مقدار دهی بر اساس خاصیت useAsDefault تنظیمات مسیریابی سایت انجام شده‌است (نمایش welcome به عنوان صفحه‌ی اصلی و پیش فرض).
همچنین با کلیک بر روی لینک لیست محصولات، کامپوننت آن فعال شده و نمایش داده می‌شود. محل قرارگیری این کامپوننت‌ها، دقیقا در محل قرارگیری دایرکتیو router-outlet است.


ارسال پارامترها به سیستم مسیریابی

در ابتدا بحث، مقدمات کامپوننت نمایش جزئیات یک محصول انتخابی را تهیه کردیم. برای فعال سازی این کامپوننت و مسیریابی آن، نیاز است بتوان پارامتری را به سیستم مسیریابی ارسال کرد. برای مثال با انتخاب آدرس product/5، جزئیات محصول با ID مساوی 5 نمایش داده شود.
برای این منظور:
الف) اولین قدم، تعریف مسیریابی آن است. به همین جهت به فایل app.component.ts مراجعه و دو تغییر ذیل را به آن اعمال کنید:
//same as before …

import { ProductDetailComponent } from './products/product-detail.component';
 
@Component({
    //same as before …
})
@RouteConfig([
    //same as before …
    { path: '/product/:id', name: 'ProductDetail', component: ProductDetailComponent }
])
//same as before …
ابتدا مسیریابی جدیدی به نام ProductDetail اضافه شده‌است و سپس ماژول دربرگیرنده‌ی کلاس کامپوننت آن نیز import شده‌است.
تفاوت این مسیریابی با نمونه‌های قبلی در تعریف id:/ است. پس از ذکر :/، نام یک متغیر عنوان می‌شود و اگر نیاز به چندین متغیر بود، همین الگو را تکرار خواهیم کرد.

ب) سپس نحوه‌ی فعال سازی این مسیریابی را توسط تعریف لینکی جدید، معرفی می‌کنیم. بنابراین فایل قالب product-list.component.html را گشوده و سپس بجای نمایش عنوان محصول:
 <td>{{ product.productName }}</td>
لینک به جزئیات آن‌را نمایش می‌دهیم:
<td>
    <a [routerLink]="['ProductDetail', {id: product.productId}]">
        {{product.productName}}
    </a>
</td>
نحوه‌ی تعریف این لینک، با لینک‌هایی که در منوی بالای سایت اضافه کردیم، یکی است؛ با این تفاوت که اکنون پارامتر دومی را به قسمت یافتن نام این Route، جهت مشخص سازی روش مقدار دهی متغیر id، تعریف کرده‌ایم. در اینجا id هر لینک از productId بایند شده تامین می‌شود.
اکنون که از دایرکتیو جدید routerLink در این قالب استفاده شده‌است، نیاز است تعریف دایرکتیو آن‌را به متادیتای کلاس کامپوننت لیست محصولات نیز اضافه کنیم تا AngularJS 2.0 بداند آن‌را از کجا باید تامین کند:
import { Component, OnInit } from 'angular2/core';
import { ROUTER_DIRECTIVES } from 'angular2/router';
//same as before …
 
@Component({
    //same as before …
    directives: [StarComponent, ROUTER_DIRECTIVES]
})

در ادامه اگر برنامه را اجرا کنید، عنوان‌های محصولات، به آدرس نمایش جزئیات آن‌ها لینک شده‌اند:


ج) در آخر زمانیکه View نمایش جزئیات محصول فعال می‌شود، نیاز است این id را از url جاری دریافت کند. به همین جهت فایل product-detail.component.ts را گشوده و تغییرات ذیل را به آن اعمال کنید:
import { Component } from 'angular2/core';
import { RouteParams } from 'angular2/router';
 
@Component({
    templateUrl: 'app/products/product-detail.component.html'
})
export class ProductDetailComponent {
    pageTitle: string = 'Product Detail';
 
    constructor(private _routeParams: RouteParams) {
        let id = +this._routeParams.get('id');
        this.pageTitle += `: ${id}`;
    } 
}
با نحوه‌ی تزریق وابستگی‌ها در قسمت هفتم آشنا شدیم. در اینجا سرویس توکار RouteParams به سازنده‌ی کلاس تزریق شده‌‌است. با استفاده از آن می‌توان به id ارسالی از طریق url دسترسی یافت. در اینجا پارامتری که به متد get ارسال می‌شود، باید با نام پارامتری که در تنظیمات آغازین مسیریابی سیستم تعریف گردید، تطابق داشته باشد.
در این حالت، id دریافتی، به متغیر pageTitle اضافه شده و در قالب مربوطه به صورت خودکار نمایش داده می‌شود.

تا اینجا اگر برنامه را اجرا کنید، صفحه‌ی نمایش جزئیات یک محصول، با کلیک بر روی عناوین آن‌ها به صورت زیر نمایش داده می‌شود:



افزودن دکمه‌ی back با کدنویسی

اکنون برای بازگشت مجدد به لیست محصولات، می‌توان از دکمه‌ی back مرورگر استفاده کرد، اما امکان طراحی این دکمه در قالب‌ها نیز پیش بینی شده‌است.
برای این منظور قالب product-detail.component.html را به نحو ذیل بازنویسی می‌کنیم:
<div class='panel panel-primary'>
    <div class='panel-heading'>
        {{pageTitle}}
    </div>
    <div class='panel-footer'>
        <a class='btn btn-default' (click)='onBack()' style='width:80px'>
            <i class='glyphicon glyphicon-chevron-left'></i> Back
        </a>
    </div>    
</div>
در اینجا دکمه‌ی بازگشت به صفحه‌ی قبلی اضافه شده‌است که به متد onBack در کلاس مرتبط با این قالب، متصل است.

سپس کدهای product-detail.component.ts را به صورت ذیل تکمیل خواهیم کرد:
import { Component } from 'angular2/core';
import { RouteParams, Router } from 'angular2/router';
 
@Component({
    templateUrl: 'app/products/product-detail.component.html'
})
export class ProductDetailComponent {
    pageTitle: string = 'Product Detail';
 
    constructor(private _routeParams: RouteParams, private _router: Router) {
        let id = +this._routeParams.get('id');
        this.pageTitle += `: ${id}`;
    }
 
    onBack(): void {
        this._router.navigate(['Products']);
    }
}
در اینجا سرویس جدیدی به نام Router در سازنده‌ی کلاس تزریق شده‌است. این سرویس امکان فراخوانی متدهایی مانند navigate را جهت حرکت به مسیریابی مشخصی، میسر می‌کند. پارامتری که به این متد ارسال می‌شود، دقیقا معادل همان پارامتری است که به دایرکتیو routerLink ارسال می‌گردد و در اینجا صرفا نام یک مسیریابی مشخص شده‌است؛ بدون ذکر پارامتری.


رفع تداخل مسیریابی‌های ASP.NET MVC با مسیریابی‌های AngularJS 2.0

در طی بحث جاری عنوان شد که اگر کاربر مسیر http://localhost:2222/product/2 را جایی ثبت کرده یا bookmark کند، پس از فراخوانی مستقیم آن در نوار آدرس‌های مرورگر، بلافاصله به این آدرس هدایت خواهد شد. این مورد صحیح است اگر از index.html بجای بکارگیری ASP.NET MVC، جهت هاست برنامه استفاده شود. اگر چنین آدرسی را در یک برنامه‌ی ASP.NET MVC فراخوانی کنیم، ابتدا به دنبال کنترلری به نام product می‌گردد (ابتدا وارد موتور ASP.NET MVC می‌شود) و چون این کنترلر در سمت سرور تعریف نشده‌است، پیام 404 و یا یافت نشد را مشاهده خواهید کرد و فرصت به اجرای برنامه‌ی AngularJS نخواهد رسید.
برای حل این مشکل نیاز است یک route جدید را به نام catch all، در انتهای مسیریابی‌های فعلی اضافه کنید؛ تا سایر درخواست‌های رسیده را به صفحه‌ی نمایش برنامه‌ی AngularJS هدایت کند:
public class RouteConfig
{
    public static void RegisterRoutes(RouteCollection routes)
    {
        routes.IgnoreRoute("{resource}.axd/{*pathInfo}");
 
        routes.MapRoute(
            name: "Default",
            url: "{controller}/{action}/{id}",
            defaults: new { controller = "Home", action = "Index", id = UrlParameter.Optional },
            constraints: new { controller = "Home" } // for catch all to work, Home|About|SomeName
        );
 
        // Route override to work with Angularjs and HTML5 routing
        routes.MapRoute(
            name: "NotFound",
            url: "{*catchall}",
            defaults: new { controller = "Home", action = "Index", id = UrlParameter.Optional }
        );
    }
}


کدهای کامل این قسمت را از اینجا می‌توانید دریافت کنید: MVC5Angular2.part9.zip


خلاصه‌ی بحث

حین ایجاد کامپوننت‌ها باید به نحوه‌ی نمایش آن‌ها نیز فکر کرد. اگر کامپوننتی قرار است داخل یک کامپوننت دیگر نمایش یابد، باید دارای selector باشد. یک چنین کامپوننتی نیاز به تعریف مسیریابی ندارد. برای کامپوننت‌هایی که به عنوان یک View مستقل طراحی می‌شوند و قرار است در یک صفحه‌ی مجزا نمایش داده شوند، نیازی به تعریف selector نیست؛ اما باید برای آن‌ها مسیریابی‌های ویژه‌ای را تعریف کرد. همچنین نیاز است مدیریت اعمال کاربران را جهت فعال سازی آن‌ها نیز مدنظر داشت. برای استفاده از امکانات مسیریابی توکار AngularJS 2.0 نیاز است اسکریپت آن‌را به صفحه‌ی اصلی اضافه کرد. سپس باید المان base را جهت نحوه‌ی تشکیل آدرس‌های مسیریابی، به صفحه اضافه کرد. در ادامه کار ثبت ROUTER_PROVIDERS در بالاترین سطح سلسه مراتب کامپوننت‌های سایت انجام می‌شود. با استفاده از RouteConfig کار تنظیمات ابتدایی مسیریابی صورت خواهد گرفت. این decorator به کامپوننتی که قرار است کار میزبانی مسیریابی را انجام دهد، متصل می‌شود. پس از تعریف مسیریابی‌ها با ذکر یک نام منحصربفرد، مسیری که باید توسط کاربر وارد شود و نام کامپوننت مدنظر، با استفاده از دایرکتیو routerLink کار تعریف این آدرس‌ها، در رابط کاربری برنامه انجام می‌شود. این دایرکتیو جدید، جزئی از مجموعه‌ی ROUTER_DIRECTIVES است که باید به لیست دایرکتیوهای کامپوننت ریشه‌های سایت و هر کامپوننتی که از routeLink استفاده می‌کند، اضافه شود. برای بایند این دایرکتیو به مسیریابی‌های تعریف شده، سمت راست این اتصال باید به آرایه‌ای از مقادیر مقدار دهی شود که اولین عنصر آن، نام یکی از عناصر مسیریابی تعریف شده‌ی در RouteConfig است. از دومین عنصر آن برای مقدار دهی پارامترهای ارسالی به سیستم مسیریابی استفاده می‌شود. کار دایرکتیو router-outlet، مشخص سازی محل نمایش یک View است که عموما در قالب میزبان مسیریابی قرار می‌گیرد. برای تعیین پارامترهای مسیریابی، از الگوی paramName:/ استفاده می‌شود. برای دسترسی به این مقادیر در یک کامپوننت، می‌توان از سرویس RouteParams استفاده کرد. برای فعال سازی یک مسیریابی با کدنویسی، از سرویس Router و متد navigate آن کمک می‌گیریم.
مطالب
توسعه برنامه‌های Cross Platform با Xamarin Forms & Bit Framework - قسمت چهاردهم
در این قسمت قصد داریم به بررسی نحوه‌ی مدیریت خطاها و لاگ کردن آنها بپردازیم. همچنین در ادامه Analytics را در برنامه فعال می‌کنیم تا اطلاعاتی از دستگاه‌های کاربران و ... را به دست بیاوریم (اگر آخرین تغییرات XamApp را Pull/Clone کنید، حاوی تمامی تغییرات زیر است).

در برنامه‌های Native موبایل که شامل Xamarin Forms نیز می‌شود، هر خطایی می‌تواند باعث Crash کردن کل برنامه شود. در Bit Framework، تمامی خطاها مدیریت می‌شوند، تا جلوی بسته شدن برنامه گرفته شود و از این بابت مشکلی متوجه برنامه نمی‌شود و در کدها نیازی به نوشتن Try/Catch هم نیست. خطاها پس از رخ دادن، به کلاس BitExceptionHandler ارسال می‌شوند. شما می‌توانید از این کلاس ارث بری کنید و به شکل زیر حداقل از رخ دادن خطاها در Debug Mode مطلع شوید:
public class XamAppExceptionHandler : BitExceptionHandler
{
     public override void OnExceptionReceived(Exception exp, IDictionary<string, string> properties = null)
      {
#if DEBUG
            System.Diagnostics.Debugger.Break();
#endif
            base.OnExceptionReceived(exp, properties);
      }
}
سپس در ابتدای برنامه‌های Android/iOS/Windows یعنی در فایل‌های MainActivity.cs/AppDelegate.cs/App.xaml.cs کد زیر را برای معرفی کلاس خودتان استفاده کنید:
BitExceptionHandler.Current = new XamAppExceptionHandler();
به صورت پیش فرض، تمامی خطاها را در قسمت System.Diagnostics.Debugger.Break مشاهده خواهید نمود، ولی می‌توانید با باز کردن Exception Settings از منوی Debug > Windows > Exception Settings در ویژوال استودیو و تیک زدن Common Language Runtime Exceptions، تمامی خطاها را در جائیکه رخ می‌دهند، مشاهده کنید که به شما اطلاعات بیشتری نیز می‌دهد.


حال برای لاگ کردن این خطاها، می‌توانید از Microsoft's AppCenter استفاده کنید. استفاده از امکانات App Center رایگان بوده و برای استفاده‌ی در ایران محدودیتی ندارد. ابتدا در سایت مربوطه ثبت نام کنید و سپس سه بار Add New app را بزنید و به نام‌های XamApp_Windows، XamApp_iOS و XamApp_Android سه برنامه را بسازید و برای Android و iOS گزینه‌ی Xamarin را انتخاب و برای ویندوز نیز UWP را انتخاب کنید.

سپس پکیج‌های Microsoft.AppCenter.Crashes و Microsoft.AppCenter.Analytics را بر روی XamApp نصب نموده و کد زیر را در سه فایل AppDelegate.cs/MainActivity.cs/App.xaml.cs برای iOS/Android/Windows کپی کنید:

AppCenter.Start("copy-your-guid-key-for-iOS-Android-Windows-here", typeof(Crashes), typeof(Analytics));

برای هر یک از برنامه‌های Android/iOS/Windows یک Guid متفاوت دارید که در قسمت Getting Started در سایت App Center می‌توانید آنها را مشاهده کنید. هر بار که این کد را کپی می‌کنید، مقدار Guid درست را بگذارید.

برای گزارش کردن خطاهای برنامه، کافی است کد زیر را به XamAppExceptionHandler.cs که در ابتدای این قسمت در موردش صحبت کرده بودیم اضافه کنید:

Crashes.TrackError(exp, properties);

حال اگر برنامه را اجرا و شروع به تست کنید و یا آن را در اختیار تسترها و مشتری‌ها بگذارید، نه تنها گزارش تمامی خطاها و کرش‌ها را خواهید داشت که حتی آمار استفاده کننده‌های برنامه (شامل کشور و مشخصات دستگاه و ...) را نیز خواهید داشت.


حال در یک کد ده خطی، اگر در خط پنجم خطایی رخ دهد، اگر چه باعث بسته شدن برنامه نمی‌شود و لاگ نیز می‌شود، ولی در مواقعی خیلی خاص، شاید بخواهید در صورت رخ دادن خطا، چند خط کد بعدی کماکان اجرا شوند. در این حالت شما Try/Catch می‌نویسید که برای عبور کردن از خطا از آن استفاده کرده‌اید. در این صورت، ترجیحا آن را به شکل زیر بنویسید:

// code 1...
try
{
      // code 2...
}
catch (Exception ex)
{
                BitExceptionHandler.Current.OnExceptionReceived(ex, new Dictionary<string, string>
                {
                    { "SomeData", "2" }
                });
}
// code 3...

در این کد مثال، فرض کنیم که برخی اوقات در code 2 خطایی رخ می‌دهد که برای ما مهم نیست و می‌خواهیم حتی در صورت رخ دادن خطا، code 3 اجرا شود. توصیه می‌کنیم در این موارد که در برنامه خیلی هم نباید متداول باشد، لااقل خطا را با کمک کد BitExceptionHandler.Current.OnExceptionReceived لاگ کنید و همچنین با داشتن یک Dictionary می‌توانید حتی دیتای بیشتری را نیز به AppCenter فرستاده و در پرتال مربوطه مشاهده کنید.

به صورت کلی بهتر است از این نوع Try/Catch‌ها پرهیز کنید و حتی اگر جایی Catch ای نوشتید، در نهایت دوباره خطا را throw کنید.

try
{
     // some codes...
}
catch
{
      // Do something related to exception...
      // for example, show some alerts to the user.
      throw; // You don't need to call BitExceptionHandler.Current.OnExceptionReceived...
}

در مثال فوق، قصد داریم وقتی خطایی رخ داد، پیامی را به کاربر اطلاع دهیم. در این صورت، پس از نمایش پیام مربوطه، مجددا خطا را throw کنید. در این صورت، نیازی به فراخوانی BitExceptionHandler.Current.OnExceptionReceieved نیز نیست.


البته AppCenter در زمینه پابلیش کردن برنامه و همچنین Push Notification و ... نیز دارای امکاناتی هست که به موضوع این قسمت ارتباطی ندارند.

مسیرراه‌ها
ASP.NET MVC
              نظرات مطالب
              ارتقاء به ASP.NET Core 1.0 - قسمت 6 - سرویس‌ها و تزریق وابستگی‌ها
              یک نکته‌ی تکمیلی: تغییرات سرویس‌های پیش فرض ثبت شده‌ی در ASP.NET Core 2.0

              در ASP.NET Core 2.0 تعداد سرویس‌های پیش فرض ثبت شده‌ی در سیستم 33 مورد است:


              که لیست آن‌ها به شرح ذیل است:

              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.AspNetCore.Hosting.IHostingEnvironment}, ImplementationType = null
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.AspNetCore.Hosting.WebHostBuilderContext}, ImplementationType = null
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.Extensions.Configuration.IConfiguration}, ImplementationType = null
              Lifetime = Transient, ServiceType = {Microsoft.AspNetCore.Hosting.Builder.IApplicationBuilderFactory}, ImplementationType = {Microsoft.AspNetCore.Hosting.Builder.ApplicationBuilderFactory}
              Lifetime = Transient, ServiceType = {Microsoft.AspNetCore.Http.IHttpContextFactory}, ImplementationType = {Microsoft.AspNetCore.Http.HttpContextFactory}
              Lifetime = Scoped, ServiceType = {Microsoft.AspNetCore.Http.IMiddlewareFactory}, ImplementationType = {Microsoft.AspNetCore.Http.MiddlewareFactory}
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.Extensions.Options.IOptions`1[TOptions]}, ImplementationType = {Microsoft.Extensions.Options.OptionsManager`1[TOptions]}
              Lifetime = Scoped, ServiceType = {Microsoft.Extensions.Options.IOptionsSnapshot`1[TOptions]}, ImplementationType = {Microsoft.Extensions.Options.OptionsManager`1[TOptions]}
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.Extensions.Options.IOptionsMonitor`1[TOptions]}, ImplementationType = {Microsoft.Extensions.Options.OptionsMonitor`1[TOptions]}
              Lifetime = Transient, ServiceType = {Microsoft.Extensions.Options.IOptionsFactory`1[TOptions]}, ImplementationType = {Microsoft.Extensions.Options.OptionsFactory`1[TOptions]}
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.Extensions.Options.IOptionsMonitorCache`1[TOptions]}, ImplementationType = {Microsoft.Extensions.Options.OptionsCache`1[TOptions]}
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.Extensions.Logging.ILoggerFactory}, ImplementationType = {Microsoft.Extensions.Logging.LoggerFactory}
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.Extensions.Logging.ILogger`1[TCategoryName]}, ImplementationType = {Microsoft.Extensions.Logging.Logger`1[T]}
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.Extensions.Options.IConfigureOptions`1[Microsoft.Extensions.Logging.LoggerFilterOptions]}, ImplementationType = null
              Lifetime = Transient, ServiceType = {Microsoft.AspNetCore.Hosting.IStartupFilter}, ImplementationType = {Microsoft.AspNetCore.Hosting.Internal.AutoRequestServicesStartupFilter}
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.Extensions.ObjectPool.ObjectPoolProvider}, ImplementationType = {Microsoft.Extensions.ObjectPool.DefaultObjectPoolProvider}
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.AspNetCore.Server.Kestrel.Transport.Abstractions.Internal.ITransportFactory}, ImplementationType = {Microsoft.AspNetCore.Server.Kestrel.Transport.Libuv.LibuvTransportFactory}
              Lifetime = Transient, ServiceType = {Microsoft.Extensions.Options.IConfigureOptions`1[Microsoft.AspNetCore.Server.Kestrel.Core.KestrelServerOptions]}, ImplementationType = {Microsoft.AspNetCore.Server.Kestrel.Core.Internal.KestrelServerOptionsSetup}
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.AspNetCore.Hosting.Server.IServer}, ImplementationType = {Microsoft.AspNetCore.Server.Kestrel.Core.KestrelServer}
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.Extensions.Options.IConfigureOptions`1[Microsoft.Extensions.Logging.LoggerFilterOptions]}, ImplementationType = null
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.Extensions.Options.IOptionsChangeTokenSource`1[Microsoft.Extensions.Logging.LoggerFilterOptions]}, ImplementationType = null
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.Extensions.Logging.ILoggerProvider}, ImplementationType = {Microsoft.Extensions.Logging.Console.ConsoleLoggerProvider}
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.Extensions.Logging.ILoggerProvider}, ImplementationType = {Microsoft.Extensions.Logging.Debug.DebugLoggerProvider}
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.Extensions.DependencyInjection.IServiceProviderFactory`1[Microsoft.Extensions.DependencyInjection.IServiceCollection]}, ImplementationType = null
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.AspNetCore.Hosting.IStartup}, ImplementationType = null
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.Extensions.Options.IConfigureOptions`1[Microsoft.Extensions.Logging.LoggerFilterOptions]}, ImplementationType = null
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.Extensions.Options.IOptionsChangeTokenSource`1[Microsoft.Extensions.Logging.LoggerFilterOptions]}, ImplementationType = null
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.Extensions.Logging.ILoggerProvider}, ImplementationType = {Microsoft.Extensions.Logging.Console.ConsoleLoggerProvider}
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.Extensions.Logging.ILoggerProvider}, ImplementationType = {Microsoft.Extensions.Logging.Debug.DebugLoggerProvider}
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {System.Diagnostics.DiagnosticListener}, ImplementationType = null
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {System.Diagnostics.DiagnosticSource}, ImplementationType = null
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.AspNetCore.Hosting.IApplicationLifetime}, ImplementationType = {Microsoft.AspNetCore.Hosting.Internal.ApplicationLifetime}
              Lifetime = Singleton, ServiceType = {Microsoft.AspNetCore.Hosting.Internal.HostedServiceExecutor}, ImplementationType = {Microsoft.AspNetCore.Hosting.Internal.HostedServiceExecutor}
              در اینجا حتی IConfiguration را به عنوان یک سرویس از پیش تعریف شده ملاحظه می‌کنید (سومین مورد ثبت شده) و این سرویس قابلیت تزریق در سازنده‌ی کلاس Startup را نیز دارا است:
                  public class Startup
                  {
                      public Startup(IConfiguration configuration)
                      {
                          Configuration = configuration;
                      }
              
                      public IConfiguration Configuration { get; }
               چون در فایل Program.cs توسط متد جدید WebHost.CreateDefaultBuilder تنظیم و وهله سازی خواهد شد:
                      public static IWebHost BuildWebHost(string[] args) =>
                          WebHost.CreateDefaultBuilder(args)
                              .UseStartup<Startup>()
                              .ConfigureLogging((hostingContext, logging) =>
                              {
                                  logging.AddConfiguration(hostingContext.Configuration.GetSection("Logging"));
                                  logging.AddConsole();
                                  logging.AddDebug();
                              })
                              .Build();
              مطالب
              EF Code First #1

              در ادامه بحث ASP.NET MVC می‌شود به ابزاری به نام MVC Scaffolding اشاره کرد. کار این ابزار که توسط یکی از اعضای تیم ASP.NET MVC به نام استیو اندرسون تهیه شده، تولید کدهای اولیه یک برنامه کامل ASP.NET MVC از روی مدل‌های شما می‌باشد. حجم بالایی از کدهای تکراری آغازین برنامه را می‌شود توسط این ابزار تولید و بعد سفارشی کرد. MVC Scaffolding حتی قابلیت تولید کد بر اساس الگوی Repository و یا نوشتن Unit tests مرتبط را نیز دارد. بدیهی است این ابزار جای یک برنامه نویس را نمی‌تواند پر کند اما کدهای آغازین یک سری کارهای متداول و تکراری را به خوبی می‌تواند پیاده سازی و ارائه دهد. زیر ساخت این ابزار، علاوه بر ASP.NET MVC، آشنایی با Entity framework code first است.
              در طی سری ASP.NET MVC که در این سایت تا به اینجا مطالعه کردید من به شدت سعی کردم از ابزارگرایی پرهیز کنم. چون شخصی که نمی‌داند مسیریابی چیست، اطلاعات چگونه به یک کنترلر منتقل یا به یک View ارسال می‌شوند، قراردادهای پیش فرض فریم ورک چیست یا زیر ساخت امنیتی یا فیلترهای ASP.NET MVC کدامند، چطور می‌تواند از ابزار پیشرفته Code generator ایی استفاده کند، یا حتی در ادامه کدهای تولیدی آن‌را سفارشی سازی کند؟ بنابراین برای استفاده از این ابزار و درک کدهای تولیدی آن، نیاز به یک پیشنیاز دیگر هم وجود دارد: «Entity framework code first»
              امسال دو کتاب خوب در این زمینه منتشر شده‌اند به نام‌های:
              Programming Entity Framework: DbContext, ISBN: 978-1-449-31296-1
              Programming Entity Framework: Code First, ISBN: 978-1-449-31294-7
              که هر دو به صورت اختصاصی به مقوله EF Code first پرداخته‌اند.


              در طی روزهای بعدی EF Code first را با هم مرور خواهیم کرد و البته این مرور مستقل است از نوع فناوری میزبان آن؛ می‌خواهد یک برنامه کنسول باشد یا WPF یا یک سرویس ویندوز NT و یا ... یک برنامه وب.
              البته از دیدگاه مایکروسافت، M در MVC به معنای EF Code first است. به همین جهت MVC3 به صورت پیش فرض ارجاعی را به اسمبلی‌های آن دارد و یا حتی به روز رسانی که برای آن ارائه داده نیز در جهت تکمیل همین بحث است.


              مروری سریع بر تاریخچه Entity framework code first

              ویژوال استودیو 2010 و دات نت 4، به همراه EF 4.0 ارائه شدند. با این نگارش امکان استفاده از حالت‌های طراحی database first و model first مهیا است. پس از آن، به روز رسانی‌های EF خارج از نوبت و به صورت منظم، هر از چندگاهی ارائه می‌شوند و در زمان نگارش این مطلب، آخرین نگارش پایدار در دسترس آن 4.3.1 می‌باشد. از زمان EF 4.1 به بعد، نوع جدیدی از مدل سازی به نام Code first به این فریم ورک اضافه شد و در نگارش‌های بعدی آن، مباحث DB migration جهت ساده سازی تطابق اطلاعات مدل‌ها با بانک اطلاعاتی، اضافه گردیدند. در روش Code first، کار با طراحی کلاس‌ها که در اینجا مدل داده‌ها نامیده می‌شوند، شروع گردیده و سپس بر اساس این اطلاعات، تولید یک بانک اطلاعاتی جدید و یا استفاده از نمونه‌ای موجود میسر می‌گردد.
              پیشتر در روش database first ابتدا یک بانک اطلاعاتی موجود، مهندسی معکوس می‌شد و از روی آن فایل XML ایی با پسوند EDMX تولید می‌گشت. سپس به کمک entity data model designer ویژوال استودیو، این فایل نمایش داده شده و یا امکان اعمال تغییرات بر روی آن میسر می‌شد. همچنین در روش دیگری به نام model first نیز کار از entity data model designer جهت طراحی موجودیت‌ها آغاز می‌گشت.
              اما با روش Code first دیگر در ابتدای امر مدل فیزیکی و یک بانک اطلاعاتی وجود خارجی ندارد. در اینجا EF تعاریف کلاس‌های شما را بررسی کرده و بر اساس آن، اطلاعات نگاشت‌های خواص کلاس‌ها به جداول و فیلدهای بانک اطلاعاتی را تشکیل می‌دهد. البته عموما تعاریف ساده کلاس‌ها بر این منظور کافی نیستند. به همین جهت از یک سری متادیتا به نام ویژگی‌ها یا اصطلاحا data annotations مهیا در فضای نام System.ComponentModel.DataAnnotations برای افزودن اطلاعات لازم مانند نام فیلدها، جداول و یا تعاریف روابط ویژه نیز استفاده می‌گردد. به علاوه در روش Code first یک API جدید به نام Fluent API نیز جهت تعاریف این ویژگی‌ها و روابط، با کدنویسی مستقیم نیز درنظر گرفته شده است. نهایتا از این اطلاعات جهت نگاشت کلاس‌ها به بانک اطلاعاتی و یا برای تولید ساختار یک بانک اطلاعاتی خالی جدید نیز می‌توان کمک گرفت.



              مزایای EF Code first

              - مطلوب برنامه نویس‌ها! : برنامه نویس‌هایی که مدتی تجربه کار با ابزارهای طراح را داشته باشند به خوبی می‌دانند این نوع ابزارها عموما demo-ware هستند. چندجا کلیک می‌کنید، دوبار Next، سه بار OK و ... به نظر می‌رسد کار تمام شده. اما واقعیت این است که عمری را باید صرف نگهداری و یا پیاده سازی جزئیاتی کرد که انجام آن‌ها با کدنویسی مستقیم بسیار سریعتر، ساده‌تر و با کنترل بیشتری قابل انجام است.
              - سرعت: برای کار با EF Code first نیازی نیست در ابتدای کار بانک اطلاعاتی خاصی وجود داشته باشد. کلا‌س‌های خود را طراحی و شروع به کدنویسی کنید.
              - سادگی: در اینجا دیگر از فایل‌های EDMX خبری نیست و نیازی نیست مرتبا آن‌ها را به روز کرده یا نگهداری کرد. تمام کارها را با کدنویسی و کنترل بیشتری می‌توان انجام داد. به علاوه کنترل کاملی بر روی کد نهایی تهیه شده نیز وجود دارد و توسط ابزارهای تولید کد، ایجاد نمی‌شوند.
              - طراحی بهتر بانک اطلاعاتی نهایی: اگر طرح دقیقی از مدل‌های برنامه داشته باشیم، می‌توان آن‌ها را به المان‌های کوچک و مشخصی، تقسیم و refactor کرد. همین مساله در نهایت مباحث database normalization را به نحوی مطلوب و با سرعت بیشتری میسر می‌کند.
              - امکان استفاده مجدد از طراحی کلاس‌های انجام شده در سایر ORMهای دیگر. چون طراحی مدل‌های برنامه به بانک اطلاعاتی خاصی گره نمی‌خورند و همچنین الزاما هم قرار نیست جزئیات کاری EF در آن‌ها لحاظ شود، این کلاس‌ها در صورت نیاز در سایر پروژه‌ها نیز به سادگی قابل استفاده هستند.
              - ردیابی ساده‌تر تغییرات: روش اصولی کار با پروژه‌های نرم افزاری همواره شامل استفاده از یک ابزار سورس کنترل مانند SVN، Git، مرکوریال و امثال آن است. به این ترتیب ردیابی تغییرات انجام شده به سادگی توسط این ابزارها میسر می‌شوند.
              - ساده‌تر شدن طراحی‌های پیچیده‌تر: برای مثال پیاده سازی ارث بری،‌ ایجاد کلاس‌های خود ارجاع دهنده و امثال آن با کدنویسی ساده‌تر است.


              دریافت آخرین نگارش EF


              برای دریافت و نصب آخرین نگارش EF نیاز است از NuGet استفاده شود و این مزایا را به همراه دارد:
              به کمک NuGet امکان با خبر شدن از به روز رسانی جدید صورت گرفته به صورت خودکار درنظر گرفته شده است و همچنین کار دریافت بسته‌های مرتبط و به روز رسانی ارجاعات نیز در این حالت خودکار است. به علاوه توسط NuGet امکان دسترسی به کتابخانه‌هایی که مثلا در گوگل‌کد قرار دارند و به صورت معمول امکان دریافت آن‌ها برای ما میسر نیست، نیز بدون مشکل فراهم است (برای نمونه ELMAH، که اصل آن از گوگل‌کد قابل دریافت است؛ اما بسته نیوگت آن نیز در دسترس می‌باشد).
              پس از نصب NuGet، تنها کافی است بر روی گره References در Solution explorer ویژوال استودیو، کلیک راست کرده و به کمک NuGet آخرین نگارش EF را نصب کرد. در گالری آنلاین آن، عموما EF اولین گزینه است (به علت تعداد بالای دریافت آن).
              حین استفاده از NuGet جهت نصب Ef، ابتدا ارجاعاتی به اسمبلی‌های زیر به برنامه اضافه خواهند شد:
              System.ComponentModel.DataAnnotations.dll
              System.Data.Entity.dll
              EntityFramework.dll
              بدیهی است بدون استفاده از NuGet، تمام این کارها را باید دستی انجام داد.
              سپس در پوشه‌ای به نام packages، فایل‌های مرتبط با EF قرار خواهند گرفت که شامل اسمبلی آن به همراه ابزارهای DB Migration است. همچنین فایل packages.config که شامل تعاریف اسمبلی‌های نصب شده است به پروژه اضافه می‌شود. NuGet به کمک این فایل و شماره نگارش درج شده در آن، شما را از به روز رسانی‌های بعدی مطلع خواهد ساخت:

              <?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
              <packages>
              <package id="EntityFramework" version="4.3.1" />
              </packages>

              همچنین اگر به فایل app.config یا web.config برنامه نیز مراجعه کنید، یک سری تنظیمات ابتدایی اتصال به بانک اطلاعاتی در آن ذکر شده است:

              <?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
              <configuration>
              <configSections>
              <!-- For more information on Entity Framework configuration, visit http://go.microsoft.com/fwlink/?LinkID=237468 -->
              <section name="entityFramework" type="System.Data.Entity.Internal.ConfigFile.EntityFrameworkSection, EntityFramework, Version=4.3.1.0, Culture=neutral, PublicKeyToken=b77a5c561934e089" />
              </configSections>
              <entityFramework>
              <defaultConnectionFactory type="System.Data.Entity.Infrastructure.SqlConnectionFactory, EntityFramework">
              <parameters>
              <parameter value="Data Source=(localdb)\v11.0; Integrated Security=True; MultipleActiveResultSets=True" />
              </parameters>
              </defaultConnectionFactory>
              </entityFramework>
              </configuration>

              همانطور که ملاحظه می‌کنید بانک اطلاعاتی پیش فرضی که در اینجا ذکر شده است، LocalDB می‌باشد. این بانک اطلاعاتی را از این آدرس‌ نیز می‌توانید دریافت کنید.

              البته ضرورتی هم به استفاده از آن نیست و از سایر نگارش‌های SQL Server نیز می‌توان استفاده کرد ولی خوب ... مزیت استفاده از آن برای کاربر نهایی این است که «نیازی به یک مهندس برای نصب، راه اندازی و نگهداری ندارد». تنها مشکل آن این است که از ویندوز XP پشتیبانی نمی‌کند. البته SQL Server CE 4.0 این محدودیت را ندارد.
              ضمن اینکه باید درنظر داشت EF به فناوری میزبان خاصی گره نخورده است و مثال‌هایی که در اینجا بررسی می‌شوند صرفا تعدادی برنامه کنسول معمولی هستند و نکات عنوان شده در آن‌ها در تمام فناوری‌های میزبان موجود به یک نحو کاربرد دارند.


              قراردادهای پیش فرض EF Code first

              عنوان شد که اطلاعات کلاس‌های ساده تشکیل دهنده مدل‌های برنامه، برای تعریف جداول و فیلدهای یک بانک اطلاعات و همچنین مشخص سازی روابط بین آن‌ها کافی نیستند و مرسوم است برای پر کردن این خلاء از یک سری متادیتا و یا Fluent API مهیا نیز استفاده گردد. اما در EF Code first یک سری قرار داد توکار نیز وجود دارند که مطلع بودن از آن‌ها سبب خواهد شد تا حجم کدنویسی و تنظیمات جانبی این فریم ورک به حداقل برسند. برای نمونه مدل‌های معروف بلاگ و مطالب آن‌را درنظر بگیرید:

              namespace EF_Sample01.Models
              {
              public class Post
              {
              public int Id { set; get; }
              public string Title { set; get; }
              public string Content { set; get; }
              public virtual Blog Blog { set; get; }
              }
              }

              using System.Collections.Generic;

              namespace EF_Sample01.Models
              {
              public class Blog
              {
              public int Id { set; get; }
              public string Title { set; get; }
              public string AuthorName { set; get; }
              public IList<Post> Posts { set; get; }
              }
              }


              یکی از قراردادهای EF Code first این است که کلاس‌های مدل شما را جهت یافتن خاصیتی به نام Id یا ClassId مانند BlogId، جستجو می‌کند و از آن به عنوان primary key و فیلد identity جدول بانک اطلاعاتی استفاده خواهد کرد.
              همچنین در کلاس Blog، خاصیت لیستی از Posts و در کلاس Post خاصیت virtual ایی به نام Blog وجود دارند. به این ترتیب روابط بین دو کلاس و ایجاد کلید خارجی متناظر با آن‌را به صورت خودکار انجام خواهد داد.
              نهایتا از این اطلاعات جهت تشکیل database schema یا ساختار بانک اطلاعاتی استفاده می‌گردد.
              اگر به فضاهای نام دو کلاس فوق دقت کرده باشید، به کلمه Models ختم شده‌اند. به این معنا که در پوشه‌ای به همین نام در پروژه جاری قرار دارند. یا مرسوم است کلاس‌های مدل را در یک پروژه class library مجزا به نام DomainClasses نیز قرار دهند. این پروژه نیازی به ارجاعات اسمبلی‌های EF ندارد و تنها به اسمبلی System.ComponentModel.DataAnnotations.dll نیاز خواهد داشت.


              EF Code first چگونه کلاس‌های مورد نظر را انتخاب می‌کند؟

              ممکن است ده‌ها و صدها کلاس در یک پروژه وجود داشته باشند. EF Code first چگونه از بین این کلاس‌ها تشخیص خواهد داد که باید از کدامیک استفاده کند؟ اینجا است که مفهوم جدیدی به نام DbContext معرفی شده است. برای تعریف آن یک کلاس دیگر را به پروژه برای مثال به نام Context اضافه کنید. همچنین مرسوم است که این کلاس را در پروژه class library دیگری به نام DataLayer اضافه می‌کنند. این پروژه نیاز به ارجاعی به اسمبلی‌های EF خواهد داشت. در ادامه کلاس جدید اضافه شده باید از کلاس DbContext مشتق شود:

              using System.Data.Entity;
              using EF_Sample01.Models;

              namespace EF_Sample01
              {
              public class Context : DbContext
              {
              public DbSet<Blog> Blogs { set; get; }
              public DbSet<Post> Posts { set; get; }
              }
              }

              سپس در اینجا به کمک نوع جنریکی به نام DbSet، کلاس‌های دومین برنامه را معرفی می‌کنیم. به این ترتیب، EF Code first ابتدا به دنبال کلاسی مشتق شده از DbContext خواهد گشت. پس از یافتن آن‌، خواصی از نوع DbSet را بررسی کرده و نوع‌های متناظر با آن‌را به عنوان کلاس‌های دومین درنظر می‌گیرد و از سایر کلاس‌های برنامه صرفنظر خواهد کرد. این کل کاری است که باید انجام شود.
              اگر دقت کرده باشید، نام کلاس‌های موجودیت‌ها، مفرد هستند و نام خواص تعریف شده به کمک DbSet‌، جمع می‌باشند که نهایتا متناظر خواهند بود با نام جداول بانک اطلاعاتی تشکیل شده.


              تشکیل خودکار بانک اطلاعاتی و افزودن اطلاعات به جداول

              تا اینجا بدون تهیه یک بانک اطلاعاتی نیز می‌توان از کلاس Context تهیه شده استفاده کرد و کار کدنویسی را آغاز نمود. بدیهی است جهت اجرای نهایی کدها، نیاز به یک بانک اطلاعاتی خواهد بود. اگر تنظیمات پیش فرض فایل کانفیگ برنامه را تغییر ندهیم، از همان defaultConnectionFactory یاده شده استفاده خواهد کرد. در این حالت نام بانک اطلاعاتی به صورت خودکار تنظیم شده و مساوی «EF_Sample01.Context» خواهد بود.
              برای سفارشی سازی آن نیاز است فایل app.config یا web.config برنامه را اندکی ویرایش نمود:

              <?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
              <configuration>
              <configSections>
              ...
              </configSections>
              <connectionStrings>
              <clear/>
              <add name="Context"
              connectionString="Data Source=(local);Initial Catalog=testdb2012;Integrated Security = true"
              providerName="System.Data.SqlClient"
              />
              </connectionStrings>
              ...
              </configuration>

              در اینجا به بانک اطلاعاتی testdb2012 در وهله پیش فرض SQL Server نصب شده، اشاره شده است. فقط باید دقت داشت که تگ configSections باید در ابتدای فایل قرار گیرد و مابقی تنظیمات پس از آن.
              یا اگر علاقمند باشید که از SQL Server CE استفاده کنید، تنظیمات رشته اتصالی را به نحو زیر مقدار دهی نمائید:

              <connectionStrings> 
                            <add name="MyContextName"
                                       connectionString="Data Source=|DataDirectory|\Store.sdf"
                                       providerName="System.Data.SqlServerCe.4.0" />
              </connectionStrings>

              در هر دو حالت، name باید به نام کلاس مشتق شده از DbContext اشاره کند که در مثال جاری همان Context است.
              یا اگر علاقمند بودید که این قرارداد توکار را تغییر داده و نام رشته اتصالی را با کدنویسی تعیین کنید، می‌توان به نحو زیر عمل کرد:

              public class Context : DbContext
              {
                  public Context()
                    : base("ConnectionStringName")
                  {
                  }


              البته ضرورتی ندارد این بانک اطلاعاتی از پیش موجود باشد. در اولین بار اجرای کدهای زیر، به صورت خودکار بانک اطلاعاتی و جداول Blogs و Posts و روابط بین آن‌ها تشکیل می‌گردد:

              using EF_Sample01.Models;

              namespace EF_Sample01
              {
              class Program
              {
              static void Main(string[] args)
              {
              using (var db = new Context())
              {
              db.Blogs.Add(new Blog { AuthorName = "Vahid", Title = ".NET Tips" });
              db.SaveChanges();
              }
              }
              }
              }


              در این تصویر چند نکته حائز اهمیت هستند:
              الف) نام پیش فرض بانک اطلاعاتی که به آن اشاره شد (اگر تنظیمات رشته اتصالی قید نگردد).
              ب) تشکیل خودکار primary key از روی خواصی به نام Id
              ج) تشکیل خودکار روابط بین جداول و ایجاد کلید خارجی (به کمک خاصیت virtual تعریف شده)
              د) تشکیل جدول سیستمی به نام dbo.__MigrationHistory که از آن برای نگهداری سابقه به روز رسانی‌های ساختار جداول کمک گرفته خواهد شد.
              ه) نوع و طول فیلدهای متنی، nvarchar از نوع max است.

              تمام این‌ها بر اساس پیش فرض‌ها و قراردادهای توکار EF Code first انجام شده است.

              در کدهای تعریف شده نیز، ابتدا یک وهله از شیء Context ایجاد شده و سپس به کمک آن می‌توان به جدول Blogs اطلاعاتی را افزود و در آخر ذخیره نمود. استفاده از using هم دراینجا نباید فراموش شود، زیرا اگر استثنایی در این بین رخ دهد، کار پاکسازی منابع و بستن اتصال گشوده شده به بانک اطلاعاتی به صورت خودکار انجام خواهد شد.
              در ادامه اگر بخواهیم مطلبی را به Blog ثبت شده اضافه کنیم، خواهیم داشت:

              using EF_Sample01.Models;

              namespace EF_Sample01
              {
              class Program
              {
              static void Main(string[] args)
              {
              //addBlog();
              addPost();
              }

              private static void addPost()
              {
              using (var db = new Context())
              {
              var blog = db.Blogs.Find(1);
              db.Posts.Add(new Post
              {
              Blog = blog,
              Content = "data",
              Title = "EF"
              });
              db.SaveChanges();
              }
              }

              private static void addBlog()
              {
              using (var db = new Context())
              {
              db.Blogs.Add(new Blog { AuthorName = "Vahid", Title = ".NET Tips" });
              db.SaveChanges();
              }
              }
              }
              }

              متد db.Blogs.Find، بر اساس primary key بلاگ ثبت شده، یک وهله از آن‌را یافته و سپس از آن جهت تشکیل شیء Post و افزودن آن به جدول Posts استفاده می‌شود. متد Find ابتدا Contxet جاری را جهت یافتن شیءایی با id مساوی یک جستجو می‌کند (اصطلاحا به آن first level cache هم گفته می‌شود). اگر موفق به یافتن آن شد، بدون صدور کوئری اضافه‌ای به بانک اطلاعاتی از اطلاعات همان شیء استفاده خواهد کرد. در غیراینصورت نیاز خواهد داشت تا ابتدا کوئری لازم را به بانک اطلاعاتی ارسال کرده و اطلاعات شیء Blog متناظر با id=1 را دریافت کند. همچنین اگر نیاز داشتیم تا تنها با سطح اول کش کار کنیم، در EF Code first می‌توان از خاصیتی به نام Local نیز استفاده کرد. برای مثال خاصیت db.Blogs.Local بیانگر اطلاعات موجود در سطح اول کش می‌باشد.
              نهایتا کوئری Insert تولید شده توسط آن به شکل زیر خواهد بود (لاگ شده توسط برنامه SQL Server Profiler):

              exec sp_executesql N'insert [dbo].[Posts]([Title], [Content], [Blog_Id])
              values (@0, @1, @2)
              select [Id]
              from [dbo].[Posts]
              where @@ROWCOUNT > 0 and [Id] = scope_identity()',
              N'@0 nvarchar(max) ,@1 nvarchar(max) ,@2 int',
              @0=N'EF',
              @1=N'data',
              @2=1


              این نوع کوئرهای پارامتری چندین مزیت مهم را به همراه دارند:
              الف) به صورت خودکار تشکیل می‌شوند. تمام کوئری‌های پشت صحنه EF پارامتری هستند و نیازی نیست مرتبا مزایای این امر را گوشزد کرد و باز هم عده‌ای با جمع زدن رشته‌ها نسبت به نوشتن کوئری‌های نا امن SQL اقدام کنند.
              ب) کوئرهای پارامتری در مقابل حملات تزریق اس کیوال مقاوم هستند.
              ج) SQL Server با کوئری‌های پارامتری همانند رویه‌های ذخیره شده رفتار می‌کند. یعنی query execution plan محاسبه شده آن‌ها را کش خواهد کرد. همین امر سبب بالا رفتن کارآیی برنامه در فراخوانی‌های بعدی می‌گردد. الگوی کلی مشخص است. فقط پارامترهای آن تغییر می‌کنند.
              د) مصرف حافظه SQL Server کاهش می‌یابد. چون SQL Server مجبور نیست به ازای هر کوئری اصطلاحا Ad Hoc رسیده یکبار execution plan متفاوت آن‌ها را محاسبه و سپس کش کند. این مورد مشکل مهم تمام برنامه‌هایی است که از کوئری‌های پارامتری استفاده نمی‌کنند؛ تا حدی که گاهی تصور می‌کنند شاید SQL Server دچار نشتی حافظه شده، اما مشکل جای دیگری است.


              مشکل! ساختار بانک اطلاعاتی تشکیل شده مطلوب کار ما نیست.

              تا همینجا با حداقل کدنویسی و تنظیمات مرتبط با آن، پیشرفت خوبی داشته‌ایم؛ اما نتیجه حاصل آنچنان مطلوب نیست و نیاز به سفارشی سازی دارد. برای مثال طول فیلدها را نیاز داریم به مقدار دیگری تنظیم کنیم، تعدادی از فیلدها باید به صورت not null تعریف شوند یا نام پیش فرض بانک اطلاعاتی باید مشخص گردد و مواردی از این دست. با این موارد در قسمت‌های بعدی بیشتر آشنا خواهیم شد.
              نظرات مطالب
              اعتبارسنجی مبتنی بر کوکی‌ها در ASP.NET Core 2.0 بدون استفاده از سیستم Identity
              مشکلی در پیاده سازی BlazorServerCookieAuthentication  پیدا کرده ام.
              برای اینکه بتوانم در سرویسی از برنامه که اطلاعات کاربری لاگ می‌شود به آی دی کاربر دسترسی داشته باشم از کد زیر استفاده کردم که قبلا در SO راهنمایی کرده بودید بنده را. 
              using System.Security.Claims;
              using Microsoft.AspNetCore.Components.Authorization;
              using Microsoft.AspNetCore.Components.Server;
              
              namespace BlazorServerTestDynamicAccess.Services;
              
              public class CustomAuthenticationStateProvider : RevalidatingServerAuthenticationStateProvider
              {
                  private readonly IServiceScopeFactory _scopeFactory;
              
                  public CustomAuthenticationStateProvider(ILoggerFactory loggerFactory, IServiceScopeFactory scopeFactory)
                      : base(loggerFactory) =>
                      _scopeFactory = scopeFactory ?? throw new ArgumentNullException(nameof(scopeFactory));
              
                  protected override TimeSpan RevalidationInterval { get; } = TimeSpan.FromMinutes(30);
              
                  protected override async Task<bool> ValidateAuthenticationStateAsync(
                      AuthenticationState authenticationState, CancellationToken cancellationToken)
                  {
                      // Get the user from a new scope to ensure it fetches fresh data
                      var scope = _scopeFactory.CreateScope();
                      try
                      {
                          var userManager = scope.ServiceProvider.GetRequiredService<IUsersService>();
                          return await ValidateUserAsync(userManager, authenticationState?.User);
                      }
                      finally
                      {
                          if (scope is IAsyncDisposable asyncDisposable)
                          {
                              await asyncDisposable.DisposeAsync();
                          }
                          else
                          {
                              scope.Dispose();
                          }
                      }
                  }
              
                  private async Task<bool> ValidateUserAsync(IUsersService userManager, ClaimsPrincipal? principal)
                  {
                      if (principal is null)
                      {
                          return false;
                      }
              
                      var userIdString = principal.FindFirst(ClaimTypes.UserData)?.Value;
                      if (!int.TryParse(userIdString, out var userId))
                      {
                          return false;
                      }
              
                      var user = await userManager.FindUserAsync(userId);
                      return user is not null;
                  }
              }
              حال مشکل اینجاست که اگر CustomAuthenticationStateProvider را به صورت AddSingleton ثبت کنم با این مشکل روبرو می‌شوم. اگر هم که به صورت AddScoped ثبت کنم با مشکل دیگری روبرو می‌شوم. اگر ممکن است لطفا راهنمایی فرمایید.
              مطالب
              اصول پایگاه داده - تراکنش ها
              در این مقاله آموزشی قصد داریم به یکی از مهمترین و اساسی‌ترین مفاهیم تعریف شده در پایگاه داده بنام تراکنش‌ها بپردازیم. بعنوان تعریف می‌توان اینگونه بیان نمود که تراکنش یک واحد کاری منطقی است که عملی را بر روی پایگاه داده انجام می‌دهد. عموما تراکنش‌ها دنباله ای از عملیات پایگاه داده هستند که رویه هم رفته انجام یک کار یا وظیفه را بر عهده دارند. نکته مهمی که در مورد تراکنش‌ها مطرح می‌شود اینست که آنها باید به گونه ای مدیریت شوند که پایگاه داده را از یک وضعیت سازگار و درست (consistent) به وضعیت سازگار دیگری ببرند. به بیان دیگر اگر تراکنش از چند عملیات تشکیل شده باشد، پس از پایان اجرای تمامی عملیات مربوط به تراکنش نباید در داده‌های پایگاه داده هیچ تناقضی با قوانین پایگاه داده (integrity rules) بوجود بیاید. مزیت استفاده از تراکنش نیز همین مسئله است که به توسعه دهنده نرم افزار این اطمینان را می‌دهد که صحت و درستی پایگاه داده در اثر اجرای دستورات او از بین نخواهد رفت. علاوه بر آن اگر در حین اجرای یکی از دستورات خللی ایجاد گردد، پایگاه داده دوباره به وضعیت سازگار قبلی خود باز گردانده خواهد شد. نسل‌های اولیه سیستم‌های مدیریت پایگاه داده فاقد پیاده سازی تراکنش بودند و بهمین دلیل توسعه دهندگان کار بسیار مشکلی در شبیه سازی این واحد‌های یکپارچه منطقی داشتند. خوشبختانه اکثر DBMS‌های امروزی این مفهوم مهم را پشتیبانی می‌کنند و نیازی به نگرانی در مورد پیاده سازی آن نیست. تنها کاری که لازم است انجام گیرد کسب مهارت در زمینه استفاده از آنهاست.
              تعریف تراکنش‌ها و مشخص کردن عملیات موجود در آنها اغلب توسط خود توسعه دهنده برنامه صورت می‌گیرد. اوست که تعیین می‌کند تراکنشش باید چه عملیاتی را با چه ترتیبی انجام دهد. اما در کنار این قسم از تراکنش‌ها که توسط کاربران تعریف می‌شود، تراکنش‌های دیگری نیز وجود دارند که توسط خود سیستم مدیریت پایگاه داده تعریف می‌شوند. به این قبیل تراکنش‌ها که واحد‌های کاری بسیار کوچک و عموما تجزیه ناپذیری هستند تراکنش‌های خودکار یا auto transactions گفته می‌شود. بعنوان مثال اگر ما تراکنشی را تعریف کرده باشیم که شامل یک عمل خواندن و یک عمل درج باشد، در هنگام اجرا سیستم این تراکنش را به دو تراکنش کوچکتر می‌شکند که در یکی عمل خواندن و در دیگری عملی نوشتن و درج را انجام می‌دهد. البته توجه داشته باشید که اگر چه این دو عملیات جدا و مستقل از هم اجرا می‌شوند اما رابطه منطقی آنها با یکدیگر  حفظ می‌شود و در صورت خللی در یکی از آنها اثر دیگری نیز بازگردانده شده و پایگاه داده دوباره به حالت قبل از جرا برگردانده می‌شود. به این کار عمل undo شدن تراکنش گفته می‌شود. 
               
              گفتیم که تعریف تراکنش توسط کاربر صورت می‌پذیرد و مدیریت آن بر عهده پایگاه داده قرار می‌گیرد. در این میان نکته حائز اهمیتی وجود دارد که در اینجا باید به آن اشاره شود. اندازه تراکنش نقشی بسیار موثر در کارایی پایگاه داده ایفا می‌کند. توجه داشته باشید که اندازه تراکنش‌ها نباید خیلی بزرگ باشد. چراکه منجر به بزرگ شدن بیرویه فایل مربوط به ثبت وقایع پایگاه داده (log file) می‌گردد. تمامی علیات تاثیر گذار بر روی پایگاه داده در این فایل ثبت می‌شوند تا در موقع لزوم بتوان با استفاده از عمل بازیابی و ترمیم پایگاه داده (recovery) را انجام داد. بزرگ بودن این فایل در هنگام ترمیم می‌تواند بر روی کارایی تاثیر گذار باشد. علاوه بر این موضوع اندازه تراکنش‌ها اثر سوء دیگری نیز می‌تواند در پی داشته باشد و آن محدود نمودن درجه همروندی است. یعنی اگر اندازه تراکنش بیش از حد معمول باشد ممکن است بر روی تعداد تراکنش هایی که می‌توانند بطور موازی و همزمان اجرا شوند تاثیر منفی بگذارد. چرا که معمولا در آغاز تراکنش بر روی منابعی که مورد استفاده تراکنش قرار می‌گیرد قفل گذاری می‌شود تا بگونه ای مسئله نواحی بحرانی حل شود. این قفل‌ها زمانی آزاد می‌شوند که تمامی عملیات داخل تراکنش بطور کامل اجرا شده باشند یا اینکه مشکلی در حین اجرا بوجود آید. در این صورت هرچه تراکنش بزرگ‌تر باشد اجرای آن بیشتر طول خواهد کشید و در نتیجه قفل‌های آن نیز دیر‌تر آزاد می‌شوند. بدین ترتیب سایر تراکنش هایی که می‌خواهند از منابع مشترک استفاده کنند باید تا پایان اجرای تراکنش بزرگ ما منتظر بمانند. این مسئله یعنی کاهش درجه اجرای موازی با همروندی که اگر در سیستم‌های بزرگ به آن دقت نشود به گلوگاهی تبدیل خواهد شد و کارایی را به نحو قابل توجهی کاهش می‌دهد.
               
               تعریف تراکنش‌ها :
              بدنه اصلی هر تراکنش را چهار کلمه کلیدی تشکیل می‌دهند که البته ممکن است صریحا در تعریف توسط کاربر لحاظ نشوند اما این چهار کلمه کلیدی باید در تمامی تراکنش‌ها چه بصورت صریح و چه بصورت ضمنی آورده شوند. این کلمات عبارتند از BEGIN TRANSACTION، END TRANSACTION، ROLLBACK و COMMIT. کلمات کلیدی BEGIN TRANSACTION و END TRANSACTION  همانطور که از نامشان پیداست آغاز و پایان یک تراکنش را نشان می‌دهد. اینکه تراکنش از چه نقطه ای آغاز و در چه نقطه ای به پایان رسیده است برای مدیریت آن بسیار مهم و حیاتی است بخصوص در مواقعی که در حین انجام مشکلی پیش بیاید. از کلمه کلیدی ROLLBACK هنگامی استفاده می‌کنیم که بخواهیم تغییراتی که تا این لحظه بر روی پایگاه داده صورت گرفته است را مجددا بی اثر کنیم و پایگاه داده را به حالت پیش از شروع تراکنش بازگردانیم. توجه داشته باشید که در برخی از مواقع ممکن است این کلمه را خودمان در بدنه تراکنش مستقیما قرار دهیم. بعنوان مثال یک خطای منطقی را در بخشی از روال انجام تراکنش با یک عبارت شرطی تشخیص می‌دهیم و با استفاده از ROLLBACK به مدیریت پایگاه داده اعلام می‌کنیم که عملیات بازگردانی را انجام بده. گاهی ممکن است ما صریحا این کلمه را در تراکنش نیاورده باشیم اما درحین انجام تراکنش خطایی رخ دهد، در این صورت خود سیستم مدیریت پایگاه داده خطا را شناسایی کرده و عملیات مربوط به ROLLBACK را انجام می‌دهد تا صحت و سازگاری پایگاه داده حفظ گردد. کلمه کلیدی COMMIT نیز باید در انتهای تراکنش آورده شود تا به مدیریت پایگاه داده اعلام شود که عملیات کامل شده است و تغییرات باید در پایگاه داده بطور فیزیکی اعمال شوند. توجه داشته باشید که تا زمانی که مدیریت پایگاه داده به دستور COMMIT نرسیده باشد، تغییرات را جهت اعمال بر روی حافظه فیزیکی به واحد مدیریت حافظه نمی‌دهد و بنابراین این تغییرات تا پیش از COMMIT از چشم سایر کاربران مخفی خواهد ماند.
               
              نکته ای که در اینجا وجود دارد این است که فرمان COMMIT به معنی این نیست که بلافاصله تغییرات بر روی دیسک و حافظه جانبی نوشته می‌شود. بلکه به این معنی است که تمامی عملیات تراکنش با موفقیت انجام شده است و سیستم مدیریت پایگاه می‌تواند آنها را برای نوشته شدن در حافظه جانبی به واحد مدیریت حافظه تحویل دهد. در اینجاست که یکی دیگر از پیچیدگی‌های طراحی سیستم مدیریت پایگاه داده روشن می‌شود و آن اینست که این سیستم باید بنحوی این داده‌ها را در فاصله بین COMMIT و نوشته شدن در حافظه برای سایر کاربران قابل مشاهده نماید. 
               
              در ادامه نمونه ای از یک تراکنش را مشاهده می‌کنید :
              BEGIN TRANSACTION;
              INSERT INTO SP RELATION {S#  S#(‘S5’), P#  P#(‘P1’), 
                                  QTY  QTY(1000)}};
              IF any error occurred THEN GOTO UNDO; END IF;
              UPDATE P WHERE P# = P#(‘P1’)
                  TOTAL:=TOTAL + QTY(1000);
              IF any error occurred THEN GOTO UNDO; END IF;
              COMMIT;
              GOTO FINISH;
              UNDO:  ROLLBACK;
              FINISH: RETURN;
              همانطور که مشاهده می‌کنید تراکنش بالا دارای تمامی بخش‌های اصلی تراکنش که ذکر شد می‌باشد. البته این امکان وجود دارد که صراحتا این کلمات را در تعریف بدنه تراکنش نیاوریم. بعنوان مثال می‌توان از آوردن COMMIT صرف نظر کرد. در این صورت خود سیستم مدیریت پایگاه داده پس از اجرای آخرین دستور تراکنش در صورتی که هیچ خطایی رخ نداده باشد بطور خودکار عمل COMMIT را انجام می‌دهد. این امر در مورد ROLLBACK و END نیز صادق است. اما در مورد BEGIN TRANSACTION نکته ای وجود دارد و آن اینست که ما باید به پایگاه داده اعلام کنیم که بطور خودکار در پایان یک تراکنش برای شروع تراکنش بعدی BEGIN TRANSACTION را لحاظ کند. این کار را باید با دستور SET IMPLICIT TRANSACTION ON انجام دهیم.
              گفتیم که وقوع خطا می‌تواند توسط برنامه نویس شناسایی شود و یا توسط سیستم. یک نمونه از تشخیص خطا توسط برنامه نویس را در مثال بالا مشاهده می‌کنید. عموما دراین قبیل خطا‌ها پس از انجام عمل ROLLBACK تراکنش UNDO شده و اجرای آن متوقف می‌شود که اصطلاحا می‌گوییم تراکنش ABORT می‌شود. اما در مورد خطاهایی که خود سیستم تشخیص می‌دهد وضع به این منوال نیست. در شرایط خطا، سیستم پس از UNDO کردن تراکنش عموما آن را ABORT نمی‌کند بلکه مجددا اجرا می‌کند که به این عمل REDO گفته می‌شود. در بخش‌های بعدی بطور کامل در مورد دو عمل REDO  و UNDO بحث خواهیم کرد.
               
              ویژگی‌های تراکنش‌ها :
              هر تراکنشی که در سیستم اجرا میشود باید دارای چهار ویژگی باشد. در حقیقت این ویژگی‌ها باید به نحوی تامین شوند تا مقصود و هدف کلی تراکنش‌ها که بردن پایگاه داده از یک وضعیت صحیح به وضعیت صحیح دیگری است برآورده شود. در ادامه هر کدام را یک به یک شرح می‌دهیم :
               
              Atomicity:
              اولین ویژگی ای که یک تراکنش باید داشته باشد اینست که اثری که بر روی پایگاه داده ما می‌گذارد اثری کامل و بدون نقص باشد. به این معنا که اگر قرار است مجموعه از عملیات تغییراتی را اعمال کنند باید تمامی آن تغییرات بر روی جداول اعمال شوند. در صورتی که حتی یکی از عملیات با مشکل مواجه شود باید تاثیرات عملیات قبلی بازگردانده شوند. به بیانی ساده‌تر در تراکنش یا تمامی عملیات باید بطور کامل انجام شوند و یا هیچ یک از آنها نباید اجرا شده و اثرگذار باشند. به این ویژگی Atomicity گفته می‌شود.
               
              توجه داشته باشید که در حین اجرای یک تراکنش احتمالا پایگاه داده به وضعیت غیر سازگار و نادرست خواهد رفت. یکی از وظایف سیستم مدیریت پایگاه داده اینست که این وضعیت ناسازگار را از دید سایر تراکنش‌ها مخفی بسازد تا زمانی که تراکنش COMMIT شود.
               
              در مورد Atomicity در برخی مقالات و مطالب آموزشی گفته می‌شود که این مفهوم یعنی تراکنش نباید قابل شکسته شدن باشد که این تعریف چندان صحیحی از Atomicity نمی‌باشد. چراکه یک تراکنش در حین اجرا ممکن است بار‌ها و بارها شکسته شود و یا از یک تراکنش بر روی تراکنش دیگری سوئیچ شود. بنابراین مراد از Atomicity همان واحد کاری کامل است نه واحد کاری غیر قابل شکسته شدن.
               
               
              Consistency:
              تراکنش باید تغییرات را به گونه ای اعمال کند که پایگاه داده را از وضعیت صحیح به وضعیت صحیح دیگری ببرد.از آنجا که صحت پایگاه داده را قوانین جامعیت پایگاه داده (integrity rules) تضمین می‌کنند بنابراین تراکنش باید تغییرات را بگونه ای اعمال کند که این قوانین نقض نشوند. به این خاصیت از تراکنش‌ها Consistency گفته می‌شود.
               
              Isolation:
              عموما برنامه‌های مبتنی بر پایگاه در دنیای واقعی برنامه هایی چند کاربره هستند که در برخی از آنها ممکن است میلیون‌ها تراکنش بطور همزمان با یکدیگر در حال اجرا باشند. در چنین حجم بالایی یکی از مسائلی که مطرح می‌شود اینست که تراکنش‌های موازی تاثیر سوئی بر روی یکدیگر نداشته باشند. بعنوان مثال یکی از مشکلاتی که در اجرای همروند و موازی تراکنش‌ها ممکن است رخ دهد مشکل lost update می‌باشد. بر همین اساس یکی دیگر از ویژگی هایی که یک تراکنش باید داشته باشد که اینست که اثر سوئی بر روی تراکنش‌های همروند دیگر نداشته باشد. به این ویژگی Isolation گفته می‌شود.
              در مورد ایزولاسیون (isolation) تراکنش‌ها باید گفت که ایزولاسیون سطوح و درجه بندی هایی دارد که هر کدام از این سطوح مشخص می‌کنند که تراکنش‌ها تا چه حدی اجازه دارند بر روی هم تاثیر گذار باشند. در واقع این سطوح، میزان عایق بندی تراکنش‌ها را نسبت به یکدیگر مشخص می‌کنند. هرچه درجه ایزولاسیون بالاتر باشند به این معنی است که تراکنش‌ها تاثیر کمتری بر روی یکدیگر خواهند داشت. خوب در ظاهر ممکن است این قضیه بسیار خوب در نظر بیاید چرا که به ما اطمینان  می دهد که اثر ناخواسته ای بر روی یکدیگر نخواهند داشت. اما باید این نکته را نیز در نظر بگیریم که هر چه درجه ایزولاسیون بالاتر باشد درجه همروندی (concurrency) پایین می‌آید و این به معنای کاهش امکان پردازش موازی تراکنش‌ها می‌باشد. این مسئله در مورد پایگاه‌های داده بسیار بزرگ که میلیون‌ها تراکنش همزمان در خواست اجرا داده می‌شوند به یک مسئله بحرانی و یک گلوگاه می‌تواند تبدیل شود. بنابراین تعیین درجه ایزولاسیون بسیار مهم است و باید با درنظر گرفته شرایط پروژه انجام گیرد. 
              اینکه پایگاه داده ما در چه سطحی از ایزولاسیون باید عمل نماید توسط کاربر تعیین می‌شود. البته بحث در مورد ارجای موازی تراکنش‌ها و ایزولاسیون آنها بسیار مفصل است و انشاالله در مطلبی دیگر به آن خواهیم پرداخت.
               
               
              Durability:
              تغییراتی که تراکنش‌ها بر روی پایگاه داده می‌گذارند باید بعد از COMMIT شدن آن پایدار و قابل مشاهده باشند. به این خاصیت durability گفته می‌شود.
               
              وضعیت‌های یک تراکنش :
              تراکنش‌ها در سیستم همانند یک موجودیت (entity) فعال است هستند. همانطور که می‌دانید ساده‌ترین موجودیت فعال در سیستم فرآیند‌ها (process) می‌باشند که cpu را بعنوان یک ابزار در اختیار گرفته و وظایفی را انجام می‌دهند. تراکنش نیز یک موجودیت فعال می‌باشد و همانند سایر موجودیت‌های فعال دارای وضعیت هایی (state) می‌باشند که در ادامه هریک شرح داده شده اند :
               
              فعال (Active) : تراکنشی که در حالت اجرا است در وضعیت فعال می‌باشد.
              کامیت جزئی (Partially Committed): پس از اجرای آخرین دستور تراکنش به وضعیت کامیت جزئی می‌رود.
              شکست (Failed): در این وضعیت، در روند اجرا خطایی رخ داده و اجرای ادامه تراکنش امکان پذیر نمی‌باشد.
              خاتمه (Aborted): پس از تشخیص خطا تراکنش می‌تواند به وضعیت Aborted که در انجا اجرا متوفق شده و تغییرات ROLLBACK می‌شوند.
              Committed: در این وضعیت اجرای تراکنش با موفقیت انجام شده و تراکنش پایان می‌پذیرد.
               
              در ادامه نمودار حالت تراکنش‌ها نشاد داده شده است :


              نکته ای که در اینجا لازم به ذکر است اینست که در حالت پس از حالت شکست به دو شکل امکان ادامه کار وجود دارد. در صورتی که خطای منطقی در تراکنش دیده شود که عموما توسط کاربر تشخیص داده می‌شود تراکش پس از شکست به حالت خاتمه برده می‌شود و کار تمام است. اما در برخی از شرایط خطایی سیستم توسط خود سیستم رخ می‌دهد. که در چنین حالاتی پس از شکست تراکنش مجددا تراکنش ممکن است به حالت فعال برگردانده شود و اجرای ان دوباره از ابتدای تراکنش شروع شود. به این وضعیت اصطلاحا REDO شدن تراکنش گفته می‌شود که در بخش RECOVERY و ترمیم پایگاه داده باید به آن پرداخته شود.
               
              اعمال زمان COMMIT:
              در زمان COMMIT (بصورت صریح و یا ضمنی)  باید اعمالی انجام شود که در اینجا به آن می‌پردازیم. اولین کاری که صورت می‌گیرد اینست که سیگنالی به DBMS ارسال می‌شود مبنی بر اینکه تراکنش با موفقیت به پایان رسیده است. پس از اینکار سیستم مدیریت پایگاه داده شروع به آزاد کردن قفل هایی می‌کند که در طول اجرای تراکنش بر روی منابع مختلف پایگاه داده زده شده است تا از تاثیر سوء تراکنش‌ها بر روی یکدیگر جلوگیری به عمل آید. علاوه بر کار ذکر شده تغییراتی که توسط تراکنش داده شده است باید پایدار و قابل رویت توسط سایر تراکنش‌ها گردد.
              همانطور که در بخش ابتدایی این مطلب آموزشی اشاره کردیم COMMIT به معنی نوشته شدن تغییرات بر روی دیسک سخت نیست. سیستم مدیریت پایگاه داده تنها درخواست نوشتن داده‌ها را به سیستم مدیریت حافظه می‌دهد و نوشتن ان بر عهده مدیریت حافظه می‌باشد. سیستم مدیریت پایگاه داده باید اطلاع داشته باشد که چه تغییراتی نوشته شده است و چه تغییراتی هنوز در حافظه نوشته نشده است. بنابراین یکی دیگر از پیچیدگی‌های طراحی سیستم‌های مدیریت پایگاه داده اینست که تغییراتی را برای سایرین قابل رویت کند که هنوز در حافظه سخت نوشته نشده است.
               
              اعمال زمان ROLLBACK:
              در زمان ROLLBACK ناموفق بودن تراکنش باید به DBMS اطلاع داده شود. پس از انکه سیستم مدیریت پایگاه داده مطلع شد تمامی تغییرات اعمال شده تا آن لحظه را UNDO می‌کند. البته توجه داشته باشید که در این زمان همانند زمان COMMIT قفل‌ها نیز آزاد می‌شوند تا سایر تراکنش‌ها بتوانند از منابع در اختیار این تراکنش استفاده کنند و درجه همروندی پایین نیاید.
               
              پردازش پیام‌ها در زمان اجرای تراکنش‌ها :
              به مثال زیر توجه کنید. 

               Read Sav_Amt
                Sav_Amt := Sav-Amt - 500
                  if Sav-Amt <0 then do
                     put (“insufficient fund”)
                     rollback
                     end
                  else do
                    Write Sav_Amt
                    Read Chk_Amt
                    Chk_Amt := Chk_Amt + 500
                    Write Chk-Amt
                    put (“transfer complete”)
              End transaction
              در تراکنش بالا مبلغ 500 دلار از حساب فردی برداشته شده و به حساب دیگر او منتقل می‌شود. همانطور که مشاهده می‌کنید در خلال اجرای یک تراکنش ممکن است پیام هایی را به کاربر نمایش دهیم. حال در نظر بگیرید که در حین اجرا ما پیامی را در خروجی نمایش می‌دهیم و پس از آن تراکنش با شکست مواجه شده و ROLLBACK می‌گردد. در این شرایط پیامی به کاربر مبنی بر انتقال موفق نمایش داده شده است در حالی که در عمل تراکنش با شکست رو به رو شده است. برای حل این مشکل در ضمن کار پیام‌های مختلفی که در خروجی باید نمایش داده شوند بافر می‌شوند تا پس از COMMIT یا ROLLBACK شدن به کاربر نمایش داده شوند. توجه داشته باشید که در زمان  بافر کردن پیام ها، انها در دو گره پیام‌های مربوط به COMMIT و پیام‌های زمان ROLLBACK تقسیم می‌شوند تا هرکدام در شرایط خود نمایش داد شوند. این عمل توسط زیر سیستمی از DBMS بنام سیستم مدیریت ارتباطات داده ای (Data Communication Manager) انجام می‌گیرد.
               
              انواع تراکنش‌ها :
              تراکنش‌ها انواع و اقسام مختلفی دارند که به سبب پیچیدگی بعضی از آنها به لحاظ پیاده سازی ممکن است آنها را در برخی از پایگاه داده‌ها نداشته باشیم.
               
              Flat Transactions:
              ساده‌ترین نوع تراکنش‌ها می‌باشند که در تمامی پایگاه‌های داده پشتیبانی می‌شوند و مثال هایی که تا کنون در این نقاله زده شد از این دست می‌باشند.
               
              Distributed Transactions:
              این قبیل تراکنش‌ها مربوط به پایگاه داده‌های توزیع شده می‌باشند که داده‌های آنها بر روی ماشین‌های مختلفی قرار دارند. بر روی هریک از این ماشین‌ها ممکن است DBMS‌های مختلفی نیز نصب شده باشد که هر یک سیستم مدیریتی مربطو به خود را دارند. از آنجایی که هر یک از این ماشین‌ها یک سیستم مدیریت پایگاه داده مستقل دارند بنابراین قوانین جامعیتی محلی ای را نیز باید لحاظ نمایند. البته باید توجه داشت که علاوع بر این قوانین محلی یک سری قوانین سراسری نیز وجود خواهد داشت که مربوط به کل پایگاه داده توزیع شده می‌باشد. بعنوان مثال سیستم در یکی سیستم دانشگاهی که در شهر‌های مختلفی توزیع شده است، ممکن است بخواهیم تعداد کل دانشجویان ثبت نام شده در سیستم از هزار نفر بیشتر نباشد. عموما درچنین سیستم هایی یک DBMS مدیریت کننده نیز وجود دارد که مسئول برقراری هماهنگی بین سایر DBMS‌ها و نیز اعمال اینگونه قوانین جامعیتی سراسری می‌باشد.  
              تراکنش‌های توزیع شده یک یا چند تراکنش جزئی تشکیل شده اند که ممکن است هریک از آنها مربوط به یکی از DBMS‌های سیستم باشد. چنین تراکنش هایی معمولا ابتدا توسط سیستم مدیریتی مرکزی دریافت می‌شوند و سپس هرکدام از پرس و جو‌های داخلی آن به DBMS مربوطه ارسال می‌گردد. اجرای هرکدام از پرس و جو‌های جزئی (که خود می‌توانند تراکنشی مستقل نیر باشند) بطور مستقل و محلی بر روی ماشین مربوطه اجرا شده و در انتها نیز نتیجه اجرا به سیستم مدیریتی باز گردانده می‌شود. سیستم مدیریتی مرکزی منتظر می‌ماند که تمامی تراکنش‌ها اعلام COMMIT کنند تا از انجام موفقیت آمیز همه انها اطمینان حاصل نماید. پس از کسب اطمینان کل تراکنش توسط این سیستم مرکزی COMMIT شده و در نتیجه تغییرات بر روی پایگاه داده توزیه شده اعمال می‌شوند. به این سیاست COMMIT کردن، کامیت دو مرحله ای یا Two-phase Commit گفته می‌شود. توجه داشته باشید که در صورتی که هریک از DBMS‌ها اعلام شکست نمایند تمامی تراکنش توزیع شده ROLLBACK می‌گردد.  
              tx_begin();
                          execute T1  //at site D
                          execute T2  //at site C
                          Execute T3  //at site B
                          …
              tX_commit ();
              همانطور که در مثال بالا مشاهده می‌کنید تراکنش اصلی از سه تراکنش T1، T2 و T3 تشکیل شده که مر بوط به سه سایت متفاوت می‌باشند. در زمانی تراکنش اصلی COMMIT خواهد شد که هر سه سایت اعلام موفقیت کنند.
               
              تراکنش‌های تو در تو (Nested Transaction):
              این نوع از تراکنش نسبت به دو نوع تراکنش قبلی پیچیدگی بیشتری به لحاظ پیاده سازی و مدیریت دارند. این گونه تراکنش‌ها عموما واحد‌های کاری بزرگی هستند که در داخل آنها درختی از تراکنش‌های تو در تو را داریم که مجموعه تمامی انها در نهایت یک کار واحد بلحاظ منطقی را انجام می‌دهند. هر یک از تراکنش‌های داخلی بعنوان یک گره در این ساختار درختی قرار دارند که می‌توانند پدر و یا فرزندانی داشته باشند.
               
              در تراکنش‌های تو در تو شرایطی حاکم است.
              هر گره در ساختار درختی تراکنش تنها قادر به دیدن برادر‌های خود می‌باشد. به بیان دیگر فرزندان برادران خود را نمی‌بیند و نسبت به انها هیچ اطلاعی ندارد. 
              در تراکنش‌های تو در تو امکان اجرای موازی فرزندان یک گره وجود دارد.
              امکان اجرای موازی تراکنش‌ها منجر می‌شود به این که تراکنش‌های داخلی قادر به دیدن خروجی حاصل از اجرا همدیگر نباشند.
              هر تراکنشی به طور مستقل ویژگی atomicity را دارد اما پایداری (durability) و کامیت شدن آنها وابسته به پدرانشان می‌باشد.
              در صورتی که پدری تصمیم بگیرد می‌تواند تمامی زیر تراکنش هایش را خاتمه (abort) دهد.
              در تراکنش‌های موازی COMMIT شدن یک گره پدر به دو صورت امکان پذیر است. 
               
              حالت AND: در این حالت یک تراکنش در صورتی کامیت خواهد شده که تمامی فرزندان آن با موفقیت اجرا و COMMIT شده باشند.
              حالت OR: در این حالت اگر حتی یکی از تراکنش‌های فرزند نیز موفق به COMMIT شده باشد تراکنش پدر نیز COMMIT خواهد شد.
               
              تراکنش‌های چند سطحی (Multi-level Transactions) :
              این نوع نیز همانند تراکنش‌های تو در تو پیچیده است. از نظر ساختاری تراکنش‌های چند سطحی مشابه تراکنش‌های تو در تو می‌باشند ولی به لحاظ مفهومی با یکدیگر متفاوت هستند. اولین تفاوت موجود بین این دو نوع اینست که هر زیر تراکنشی قادر است خروجی زیر تراکنش‌های دیگر را ببیند. این مسئله باعث می‌شود که تنوانیم زیر تراکنش‌ها را بصورت همروند و موازی اجرا کنیم که این دومین تفاوت مفهومی بین این دو می‌باشد. هنگامی که زیر تراکنش کامل شد (COMMIT) تمامی قفل‌های مربوط به خود را آزاد می‌کند که این مورد نیز در مورد تراکنش‌های تو در تو صادق نمی‌باشد. یکی از مهمترین تفاوت‌های دیگر بین این دو نوع در اینست که در تراکنش‌های چند سطحی تمامی برگ‌ها در یک سطح از درخت قرار دارند و تنها تراکنش‌های برگ هستند که مستقیما به پایگاه داده مراجعه می‌کنند. در مورد کایت شدن نیز شروط مربوط به تراکنش‌های تو در تو در اینجا وجود ندارند و زیر تراکنش‌ها می‌توانند بدون هیچ شرطی کامیت شوند.
               
              تراکنش‌های زنجیره ای (Chained Transaction):
              همانطور که از نام این نوع از تراکنش‌ها پیداست، این تراکنش‌ها از زنجیره ای از زیر تراکنش‌های پی در پی تشکیل شده اند. تا زمانی که تمامی حلقه‌های این زنجیر با موفقیت اجرا نشوند سیستم به حالت سازگاری نخواهد نرفت. دراین نوع از تراکنش‌های COMMIT هر حلقه باعث پایداری شدن (durable) داده‌های در پایگاه داده خواهد شد. این مسئله ممکن است پایگاه داده را به وضعیت ناسازگاری ببرد. در هنگام کامیت شدن هر حلقه قفل‌های مربوط به آن نیز آزاد می‌شود.
               
              حلقه‌های مختلف زنجیره تراکنشی می‌توانند با یکدیگر تبادل اطلاعات کنند. البته توجه داشته باشید که منابعی که هر کدام از آنها بر روی آن کار می‌کنند با دیگری متفاوت می‌باشد. بعنوان نمونه تراکنشی را نظر بگیرد که قصد دارد متوسط مبلغ مکالمه تلفن همراه مشترکان یک مخابرات را محاسبه کند. بدلیل تعداد بالای مشترکان ممکن است این تراکنش را در قالب یک تراکنش زنجیره ای پیاده سازی کنیم که هر حلقه از آن مسئول محاسبه این مبلغ برای ده هزار نفر از کاربران باشد. توجه داشته باشید که برای بدست آوردن مقدار متوسط نیاز داریم که هر زیر تراکنش‌ها قادر به تبادل اطلاعات باشند. از طرفی منابع مورد استفاده آنها (رکورد ها) با یکدیگر متفاوت خواهد بود و نمی‌توانند تغییرات یکدیگر را ببینند. سوالی که مطرح می‌شود اینست که مبادله اطلاعات بین حلقه‌های تراکنش به چه صورت باید انجام شود؟ در جواب این سوال باید گفت که مبادله اطلاعات بین تراکنش‌ها از طریق متغیر‌های رابطه ای که هما متغیر‌های پایگاه داده هستند انجام می‌گیرد.
               
               
              SavePoint:
              در برخی شرایط ممکن است بخواهیم در هنگام ROLLBACK مجددا به ابتدای تراکنش باز نگردیم تا مجبور باشیم دوباره کار را از ابتدا از سر بگیریم. بعنوان مثال تا قسمتی از تراکنش پیش رفتیم، به خطایی بر خورد می‌کنیم و می‌خواهیم از نقطه ای خاص از تراکنش کا را از سر بگیریم. در چنین کاربرد هایی از ابزاری بنام SavePoint استفاده می‌کنم.
               
              برای روشن‌تر شدن مفهوم SavePoint فرض کنید قصد داریم بلیطی از تهران به سیدنی رزرو کنیم. برای این منظور ابتدا عمل رزرواسیون را از تهران به دوبی انجام می‌دهیم و سپس از دوبی به سنگاپور و در نهایت از سنگاپور به سیدنی. حال در این بین می‌توانیم در نقطه تهران – دوبی SavePoint قرار دهیم تا در صورت بروز هرگونه خطا مجددا رزرواسیون را از ابتدا آغاز نکنیم. اگر در هنگام رزرو بلیط دوبی – سنگاپور خطایی بروز دهد می‌توانیم به نقطه تهران – دوبی ROLLBACK کنیم و از آنجا مسیر دیگری را انتخاب کنیم. توجه داشته باشید که ROLLBACK به SavePoint وضعیت پایگاه داده به همان نقطه بازگردانده می‌شود. 
              begin transaction();
                          s1;
                          sp1:= create savepoint(0);
                          s2;
                          sp2:= create savepoint(0);
                          if (condition)
                          rollback (spi);
                          …
                          …
                          commit
              Auto Transaction:
              این قبیل تراکنش‌ها تراکنش‌های کوچکی هستند  که توسط سیستم تعریف می‌شوند. بعنوان مثال سیستم برای انجام دستورات زیر تراکنش تعریف می‌کند :
              Alter table, Create, delete, insert, open, drop, fetch, grant, revoke, select, truncate table, update
              یکی از علت‌های این امر اینست که در صورت بروز خطا در حین این تراکنش‌های خود کار امکان اجرای مجدد هر کدام فراهم گردد.
               
              شروع تراکنش‌ها :
              همانطور که گفته شد برای شروع تراکنش‌ها می‌توانیم صراحتا از BEGIN TRANSACTION استفاده کنیم. البته راهکار دیگری نیز وجود دارد که در آن می‌توانیم به DBMS اعلام کنیم که با پایان یک تراکنش پیش از شروع تراکنش بعدی BEGIN TRANSACTION را قرار بده. برای این منظور از دستور زیر استفاده می‌کنیم :
              Set implicit_transaction on
              برخی از ویژگی‌های تراکنش‌ها را می‌توان تغییر داد. بعنوان مثال می‌توان گفت که تراکنش جاری تنها اجازه خواندن از پایگاه داده را دارد. در این حالت از دستور زیر می‌توان استفاده نمود : 
              SET TRANSACTION READ ONLY
              همچنین میتوان اجازه تغییر را  به آن داد :
              SET TRANSACTION READ WRITE
              علاوه بر موارد بالا می‌توان سطح ایزولاسیون تراکنش را با دستود SET تغییر داد. این سطوح در زیر آورده شده اند که بحث در مورد آنها را به مقاله دیگر در مقوله همروندی موکول می‌کنیم. 
              READ UNCOMMITTED, READ COMMITTED, REPEATABLE READ, SERIALIZABLE
              موفق و پیروز باشید
              مطالب
              Blazor 5x - قسمت 16 - کار با فرم‌ها - بخش 4 - تهیه سرویس‌های آپلود تصاویر
              در ادامه می‌خواهیم برای هر اتاق ثبت شده، تعدادی تصویر مرتبط را نیز به سرور آپلود کرده و مشخصات آن‌ها را در بانک اطلاعاتی ثبت کنیم. به همین جهت در این قسمت سرویس ثبت اطلاعات تصاویر در بانک اطلاعاتی و سرویس آپلود فایل‌ها را تهیه می‌کنیم.


              تعریف موجودیت و DbSet تصاویر یک اتاق هتل

              برای اینکه بتوان اطلاعات تصاویر آپلودی را در بانک اطلاعاتی ثبت کرد، نیاز است یک رابطه‌ی یک به چند را بین یک اتاق و تصاویر مرتبط با آن برقرار کرد. به همین جهت ابتدا به پروژه‌ی BlazorServer.Entities.csproj مراجعه کرده و موجودیت ثبت اطلاعات تصاویر را تعریف می‌کنیم:
              using System.ComponentModel.DataAnnotations.Schema;
              
              namespace BlazorServer.Entities
              {
                  public class HotelRoomImage
                  {
                      public int Id { get; set; }
              
                      public string RoomImageUrl { get; set; }
              
                      [ForeignKey("RoomId")]
                      public virtual HotelRoom HotelRoom { get; set; }
                      public int RoomId { get; set; }
                  }
              }
              که در اینجا باید سر دیگر این رابطه‌ی one-to-many، در جدول HotelRoom نیز تعریف شود:
              namespace BlazorServer.Entities
              {
                  public class HotelRoom
                  {
                      // ...
                      public virtual ICollection<HotelRoomImage> HotelRoomImages { get; set; }
                  }
              }
              در آخر باید این موجودیت جدید را به Context برنامه معرفی کرد. برای اینکار به پروژه‌ی BlazorServer.DataAccess مراجعه کرده و DbSet متناظری را تعریف می‌کنیم:
              namespace BlazorServer.DataAccess
              {
                  public class ApplicationDbContext : DbContext
                  {
                      public DbSet<HotelRoomImage> HotelRoomImages { get; set; }
              
                      // ...
                  }
              }
              پس از این تغییرات، نیاز است یکبار دیگر عملیات Migrations را اجرا کرد، تا ساختار متناظر بانک اطلاعاتی این تغییرات ایجاد شود. بنابراین توسط خط فرمان به پوشه‌ی پروژه‌ی BlazorServer.DataAccess وارد شده و دستورات زیر را اجرا می‌کنیم. در اینجا نگارش 5.0.3 باید معادل نگارشی از EF-Core باشد که از آن در حال استفاده‌اید:
              dotnet tool update --global dotnet-ef --version 5.0.3
              dotnet build
              dotnet ef migrations --startup-project ../BlazorServer.App/ add Init --context ApplicationDbContext
              dotnet ef --startup-project ../BlazorServer.App/ database update --context ApplicationDbContext
              در مورد این دستورات در قسمت 13 بیشتر بحث شده‌است.


              تعریف مدل UI متناظر با هر تصویر

              همانطور که در قسمت 13 نیز عنوان شد، در حین کار با رابط کاربری برنامه، با موجودیت‌های بانک اطلاعاتی، به صورت مستقیم کار نخواهیم کرد و بر اساس نیازهای برنامه، یکسری کلاس DTO را تعریف می‌کنیم. بنابراین به پروژه‌ی BlazorServer.Models مراجعه کرده و DTO متناظر با HotelRoomImage را به صورت زیر اضافه می‌کنیم:
              namespace BlazorServer.Models
              {
                  public class HotelRoomImageDTO
                  {
                      public int Id { get; set; }
              
                      public int RoomId { get; set; }
              
                      public string RoomImageUrl { get; set; }
                  }
              }
              و همچنین جهت سهولت تبدیل اطلاعات بین موجودیت تعریف شده و DTO ی آن، نگاشت AutoMapper دو طرفه‌ای را در پروژه‌ی BlazorServer.Models.Mappings برقرار می‌کنیم:
              using AutoMapper;
              using BlazorServer.Entities;
              
              namespace BlazorServer.Models.Mappings
              {
                  public class MappingProfile : Profile
                  {
                      public MappingProfile()
                      {
                          // ...
                          CreateMap<HotelRoomImageDTO, HotelRoomImage>().ReverseMap(); // two-way mapping
                      }
                  }
              }

              تعریف سرویس کار با HotelRoomImage

              در اینجا نیز همانند سرویسی که برای انجام عملیات تجاری مرتبط با یک اتاق هتل، در قسمت 13 پیاده سازی کردیم، سرویس دیگری را در پروژه‌ی BlazorServer.Services برای کار با تصاویر اتاق‌ها تهیه می‌کنیم:
              namespace BlazorServer.Services
              {
                  public interface IHotelRoomImageService
                  {
                      Task<int> CreateHotelRoomImageAsync(HotelRoomImageDTO imageDTO);
              
                      Task<int> DeleteHotelRoomImageByImageIdAsync(int imageId);
              
                      Task<int> DeleteHotelRoomImageByRoomIdAsync(int roomId);
              
                      Task<List<HotelRoomImageDTO>> GetHotelRoomImagesAsync(int roomId);
                  }
              }
              برای نمونه بر اساس اطلاعات مدل UI برنامه، نیاز است بتوانیم اطلاعات یک تصویر را ثبت و یا حذف کنیم و یا لیست تصاویر یک اتاق را از بانک اطلاعاتی دریافت کنیم؛ با این پیاده سازی:
              namespace BlazorServer.Services
              {
                  public class HotelRoomImageService : IHotelRoomImageService
                  {
                      private readonly ApplicationDbContext _dbContext;
                      private readonly IMapper _mapper;
                      private readonly IConfigurationProvider _mapperConfiguration;
              
                      public HotelRoomImageService(ApplicationDbContext dbContext, IMapper mapper)
                      {
                          _dbContext = dbContext ?? throw new ArgumentNullException(nameof(dbContext));
                          _mapper = mapper ?? throw new ArgumentNullException(nameof(mapper));
                          _mapperConfiguration = mapper.ConfigurationProvider;
                      }
              
                      public async Task<int> CreateHotelRoomImageAsync(HotelRoomImageDTO imageDTO)
                      {
                          var image = _mapper.Map<HotelRoomImage>(imageDTO);
                          await _dbContext.HotelRoomImages.AddAsync(image);
                          return await _dbContext.SaveChangesAsync();
                      }
              
                      public async Task<int> DeleteHotelRoomImageByImageIdAsync(int imageId)
                      {
                          var image = await _dbContext.HotelRoomImages.FindAsync(imageId);
                          _dbContext.HotelRoomImages.Remove(image);
                          return await _dbContext.SaveChangesAsync();
                      }
              
                      public async Task<int> DeleteHotelRoomImageByRoomIdAsync(int roomId)
                      {
                          var imageList = await _dbContext.HotelRoomImages.Where(x => x.RoomId == roomId).ToListAsync();
                          _dbContext.HotelRoomImages.RemoveRange(imageList);
                          return await _dbContext.SaveChangesAsync();
                      }
              
                      public Task<List<HotelRoomImageDTO>> GetHotelRoomImagesAsync(int roomId)
                      {
                          return _dbContext.HotelRoomImages
                                          .Where(x => x.RoomId == roomId)
                                          .ProjectTo<HotelRoomImageDTO>(_mapperConfiguration)
                                          .ToListAsync();
                      }
                  }
              }
              پس از این تعاریف، به فایل BlazorServer\BlazorServer.App\Startup.cs مراجعه کرده و این سرویس را به سیستم تزریق وابستگی‌های برنامه معرفی می‌کنیم:
              namespace BlazorServer.App
              {
                  public class Startup
                  {
                      public void ConfigureServices(IServiceCollection services)
                      {
                          services.AddScoped<IHotelRoomImageService, HotelRoomImageService>();
                          // ...


              تهیه سرویسی برای آپلود فایل‌های یک برنامه‌ی Blazor Server به سرور

              جهت ساده سازی کار آپلود، در برنامه‌های Blazor Server، سرویس جدید FileUploadService را به پروژه‌ی BlazorServer.Services اضافه می‌کنیم:
              using Microsoft.AspNetCore.Components.Forms;
              using System.Threading.Tasks;
              
              namespace BlazorServer.Services
              {
                  public interface IFileUploadService
                  {
                      void DeleteFile(string fileName, string webRootPath, string uploadFolder);
                      Task<string> UploadFileAsync(IBrowserFile inputFile, string webRootPath, string uploadFolder);
                  }
              }
              کار آن حذف یک فایل، بر اساس مسیر آن است و همچنین دریافت یک IBrowserFile از کاربر و ذخیره سازی اطلاعات آن در سرور؛ با این پیاده سازی:
              using Microsoft.AspNetCore.Components.Forms;
              using System;
              using System.IO;
              using System.Threading.Tasks;
              
              namespace BlazorServer.Services
              {
                  public class FileUploadService : IFileUploadService
                  {
                      private const int MaxBufferSize = 0x10000;
              
                      public void DeleteFile(string fileName, string webRootPath, string uploadFolder)
                      {
                          var path = Path.Combine(webRootPath, uploadFolder, fileName);
                          if (File.Exists(path))
                          {
                              File.Delete(path);
                          }
                      }
              
                      public async Task<string> UploadFileAsync(IBrowserFile inputFile, string webRootPath, string uploadFolder)
                      {
                          createUploadDir(webRootPath, uploadFolder);
                          var (fileName, imageFilePath) = getOutputFileInfo(inputFile, webRootPath, uploadFolder);
              
                          using (var outputFileStream = new FileStream(
                                      imageFilePath, FileMode.Create, FileAccess.Write,
                                      FileShare.None, MaxBufferSize, useAsync: true))
                          {
                              using var inputStream = inputFile.OpenReadStream();
                              await inputStream.CopyToAsync(outputFileStream);
                          }
              
                          return $"{uploadFolder}/{fileName}";
                      }
              
                      private static (string FileName, string FilePath) getOutputFileInfo(
                                  IBrowserFile inputFile, string webRootPath, string uploadFolder)
                      {
                          var fileName = Path.GetFileName(inputFile.Name);
                          var imageFilePath = Path.Combine(webRootPath, uploadFolder, fileName);
                          if (File.Exists(imageFilePath))
                          {
                              var fileNameWithoutExtension = Path.GetFileNameWithoutExtension(fileName);
                              var fileExtension = Path.GetExtension(fileName);
                              fileName = $"{fileNameWithoutExtension}-{Guid.NewGuid()}{fileExtension}";
                              imageFilePath = Path.Combine(webRootPath, uploadFolder, fileName);
                          }
                          return (fileName, imageFilePath);
                      }
              
                      private static void createUploadDir(string webRootPath, string uploadFolder)
                      {
                          var folderDirectory = Path.Combine(webRootPath, uploadFolder);
                          if (!Directory.Exists(folderDirectory))
                          {
                              Directory.CreateDirectory(folderDirectory);
                          }
                      }
                  }
              }
              اگر در ASP.NET Core، اطلاعات فایل ارسالی به سرور، توسط IFormFile به اکشن متدهای کنترلرها ارسال می‌شود، در برنامه‌های Blazor Server اینکار توسط IBrowserFile صورت می‌گیرد. کلیات کار با آن، بسیار شبیه به IFormFile است و اگر به مطلب «بررسی روش آپلود فایل‌ها در ASP.NET Core» مراجعه کنید، تفاوت آنچنانی را مشاهده نخواهید کرد. تنها تفاوت پیاده سازی که در اینجا وجود دارد، نیاز به استفاده‌ی از متد ()inputFile.OpenReadStream جهت دسترسی به محتوای فایل آپلودی، برای ذخیره‌ی آن در سمت سرور است؛ وگرنه مابقی کدهای آپلود آن، با ASP.NET Core یکی است.
              همچنین برای دسترسی به IBrowserFile در یک سرویس، نیاز است وابستگی زیر را نیز به پروژه‌ی سرویس‌ها اضافه کرد:
              <Project Sdk="Microsoft.NET.Sdk">
                <ItemGroup>
                  <PackageReference Include="Microsoft.AspNetCore.Components.Web" Version="5.0.3" />
                </ItemGroup>
              </Project>
              پس از آن، به فایل BlazorServer\BlazorServer.App\Startup.cs مراجعه کرده و این سرویس را به سیستم تزریق وابستگی‌های برنامه معرفی می‌کنیم:
              namespace BlazorServer.App
              {
                  public class Startup
                  {
                      public void ConfigureServices(IServiceCollection services)
                      {
                          services.AddScoped<IFileUploadService, FileUploadService>();
                          // ...
              در قسمت بعد، از این سرویس‌ها جهت مدیریت آپلود تصاویر استفاده خواهیم کرد.


              کدهای کامل این مطلب را از اینجا می‌توانید دریافت کنید: Blazor-5x-Part-16.zip